dispels

[ایالات متحده]/dɪˈspɛlz/
[بریتانیا]/dɪˈspɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور می‌کند؛ باعث ناپدید شدن می‌شود؛ حذف می‌کند؛ پراکنده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fear dispels

ترس را از بین می‌برد

myth dispels

افسانه را از بین می‌برد

doubt dispels

شک را از بین می‌برد

darkness dispels

تاریکی را از بین می‌برد

rumor dispels

شایعه را از بین می‌برد

confusion dispels

سردرگمی را از بین می‌برد

anxiety dispels

اضطراب را از بین می‌برد

illusion dispels

توهم را از بین می‌برد

tension dispels

ناآرامی را از بین می‌برد

fearful dispels

ترسناک را از بین می‌برد

جملات نمونه

the warm sunlight dispels the morning fog.

نور خورشید گرمانگیز مه صبح را از بین می‌برد.

his kind words dispel my fears.

کلمات مهربانانه او ترس‌های من را از بین می‌برد.

the new evidence dispels any doubts about his innocence.

شواهد جدید هرگونه تردید در مورد بی‌گناهی او را از بین می‌برد.

she dispels the myths surrounding the ancient artifact.

او اسطوره‌های مربوط به مصنوعات باستانی را از بین می‌برد.

the teacher dispels confusion with clear explanations.

معلم با توضیحات واضح سردرگمی را از بین می‌برد.

a good book can dispel boredom.

یک کتاب خوب می‌تواند خستگی را از بین ببرد.

the manager's reassurance dispels the team's anxiety.

اطمینان مدیر اضطراب تیم را از بین می‌برد.

his smile dispels the tension in the room.

لبخند او تنش را در اتاق از بین می‌برد.

she dispels the darkness with her bright personality.

او با شخصیت درخشان خود تاریکی را از بین می‌برد.

the documentary dispels common misconceptions about climate change.

مستند، تصورات غلط رایج در مورد تغییرات آب و هوایی را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید