fear dispels
ترس را از بین میبرد
myth dispels
افسانه را از بین میبرد
doubt dispels
شک را از بین میبرد
darkness dispels
تاریکی را از بین میبرد
rumor dispels
شایعه را از بین میبرد
confusion dispels
سردرگمی را از بین میبرد
anxiety dispels
اضطراب را از بین میبرد
illusion dispels
توهم را از بین میبرد
tension dispels
ناآرامی را از بین میبرد
fearful dispels
ترسناک را از بین میبرد
the warm sunlight dispels the morning fog.
نور خورشید گرمانگیز مه صبح را از بین میبرد.
his kind words dispel my fears.
کلمات مهربانانه او ترسهای من را از بین میبرد.
the new evidence dispels any doubts about his innocence.
شواهد جدید هرگونه تردید در مورد بیگناهی او را از بین میبرد.
she dispels the myths surrounding the ancient artifact.
او اسطورههای مربوط به مصنوعات باستانی را از بین میبرد.
the teacher dispels confusion with clear explanations.
معلم با توضیحات واضح سردرگمی را از بین میبرد.
a good book can dispel boredom.
یک کتاب خوب میتواند خستگی را از بین ببرد.
the manager's reassurance dispels the team's anxiety.
اطمینان مدیر اضطراب تیم را از بین میبرد.
his smile dispels the tension in the room.
لبخند او تنش را در اتاق از بین میبرد.
she dispels the darkness with her bright personality.
او با شخصیت درخشان خود تاریکی را از بین میبرد.
the documentary dispels common misconceptions about climate change.
مستند، تصورات غلط رایج در مورد تغییرات آب و هوایی را از بین میبرد.
fear dispels
ترس را از بین میبرد
myth dispels
افسانه را از بین میبرد
doubt dispels
شک را از بین میبرد
darkness dispels
تاریکی را از بین میبرد
rumor dispels
شایعه را از بین میبرد
confusion dispels
سردرگمی را از بین میبرد
anxiety dispels
اضطراب را از بین میبرد
illusion dispels
توهم را از بین میبرد
tension dispels
ناآرامی را از بین میبرد
fearful dispels
ترسناک را از بین میبرد
the warm sunlight dispels the morning fog.
نور خورشید گرمانگیز مه صبح را از بین میبرد.
his kind words dispel my fears.
کلمات مهربانانه او ترسهای من را از بین میبرد.
the new evidence dispels any doubts about his innocence.
شواهد جدید هرگونه تردید در مورد بیگناهی او را از بین میبرد.
she dispels the myths surrounding the ancient artifact.
او اسطورههای مربوط به مصنوعات باستانی را از بین میبرد.
the teacher dispels confusion with clear explanations.
معلم با توضیحات واضح سردرگمی را از بین میبرد.
a good book can dispel boredom.
یک کتاب خوب میتواند خستگی را از بین ببرد.
the manager's reassurance dispels the team's anxiety.
اطمینان مدیر اضطراب تیم را از بین میبرد.
his smile dispels the tension in the room.
لبخند او تنش را در اتاق از بین میبرد.
she dispels the darkness with her bright personality.
او با شخصیت درخشان خود تاریکی را از بین میبرد.
the documentary dispels common misconceptions about climate change.
مستند، تصورات غلط رایج در مورد تغییرات آب و هوایی را از بین میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید