displaces

[ایالات متحده]/dɪsˈpleɪsɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈpleɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از جای خود حرکت می‌دهد؛ جایگزین می‌کند؛ حذف می‌کند؛ از سمت خود برکنار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

displaces air

جابجایی هوا

displaces water

جابجایی آب

displaces heat

جابجایی گرما

displaces energy

جابجایی انرژی

displaces soil

جابجایی خاک

displaces pressure

جابجایی فشار

displaces volume

جابجایی حجم

displaces people

جابجایی مردم

displaces resources

جابجایی منابع

displaces materials

جابجایی مواد

جملات نمونه

the new policy displaces many workers in the industry.

سیاست جدید بسیاری از کارگران را در این صنعت بی‌خانمان می‌کند.

climate change displaces wildlife from their natural habitats.

تغییرات آب و هوایی حیات وحش را از زیستگاه‌های طبیعی آن‌ها آواره می‌کند.

the construction of the dam displaces local communities.

ساخت سد جوامع محلی را آواره می‌کند.

as technology advances, it often displaces older methods of production.

با پیشرفت فناوری، اغلب روش‌های تولید قدیمی جایگزین می‌شوند.

urban development displaces many low-income families.

توسعه شهری بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد را آواره می‌کند.

the new software displaces the need for manual data entry.

نرم‌افزار جدید نیاز به وارد کردن دستی داده‌ها را از بین می‌برد.

natural disasters can displace thousands of people in a matter of days.

بلایای طبیعی می‌توانند در عرض چند روز هزاران نفر را آواره کنند.

as the sea level rises, it displaces coastal populations.

با افزایش سطح دریا، جمعیت‌های ساحلی آواره می‌شوند.

the arrival of new species often displaces native plants.

ورود گونه‌های جدید اغلب گیاهان بومی را آواره می‌کند.

automation displaces many traditional jobs in manufacturing.

اتوماسیون بسیاری از مشاغل سنتی در تولید را آواره می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید