feel disrespected
احساس بیاحترامی کردن
be disrespected
بیاحترامی شود
disrespected by peers
بیاحترامی از سوی همکاران
disrespected at work
بیاحترامی در محل کار
disrespected in public
بیاحترامی در حضور عموم
disrespected by friends
بیاحترامی از سوی دوستان
disrespected at home
بیاحترامی در خانه
disrespected during meeting
بیاحترامی در طول جلسه
disrespected for opinion
بیاحترامی به دلیل نظر
disrespected in conversation
بیاحترامی در گفتگو
she felt disrespected by his comments.
او احساس کرد که به دلیل نظراتش مورد بیاحترامی قرار گرفته است.
being disrespected can hurt one's self-esteem.
بیاحترامی شدن میتواند عزت نفس یک فرد را خدشهدار کند.
he disrespected her in front of everyone.
او در حضور همه به او بیاحترامی کرد.
disrespected employees may leave the company.
کارمندانی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند ممکن است شرکت را ترک کنند.
it's important to address when someone feels disrespected.
مهم است که در صورت احساس بیاحترامی توسط کسی، به آن رسیدگی شود.
she felt disrespected after the meeting.
او بعد از جلسه احساس کرد که مورد بیاحترامی قرار گرفته است.
disrespected individuals often withdraw from social situations.
افرادی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند اغلب از موقعیتهای اجتماعی کناره میگیرند.
he didn't realize he had disrespected his mentor.
او متوجه نشد که به مربی خود بیاحترامی کرده است.
disrespected students may struggle in the classroom.
دانشآموزانی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند ممکن است در کلاس درس دچار مشکل شوند.
they felt disrespected by the unfair treatment.
آنها احساس کردند که به دلیل رفتار ناعادلانه مورد بیاحترامی قرار گرفتهاند.
feel disrespected
احساس بیاحترامی کردن
be disrespected
بیاحترامی شود
disrespected by peers
بیاحترامی از سوی همکاران
disrespected at work
بیاحترامی در محل کار
disrespected in public
بیاحترامی در حضور عموم
disrespected by friends
بیاحترامی از سوی دوستان
disrespected at home
بیاحترامی در خانه
disrespected during meeting
بیاحترامی در طول جلسه
disrespected for opinion
بیاحترامی به دلیل نظر
disrespected in conversation
بیاحترامی در گفتگو
she felt disrespected by his comments.
او احساس کرد که به دلیل نظراتش مورد بیاحترامی قرار گرفته است.
being disrespected can hurt one's self-esteem.
بیاحترامی شدن میتواند عزت نفس یک فرد را خدشهدار کند.
he disrespected her in front of everyone.
او در حضور همه به او بیاحترامی کرد.
disrespected employees may leave the company.
کارمندانی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند ممکن است شرکت را ترک کنند.
it's important to address when someone feels disrespected.
مهم است که در صورت احساس بیاحترامی توسط کسی، به آن رسیدگی شود.
she felt disrespected after the meeting.
او بعد از جلسه احساس کرد که مورد بیاحترامی قرار گرفته است.
disrespected individuals often withdraw from social situations.
افرادی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند اغلب از موقعیتهای اجتماعی کناره میگیرند.
he didn't realize he had disrespected his mentor.
او متوجه نشد که به مربی خود بیاحترامی کرده است.
disrespected students may struggle in the classroom.
دانشآموزانی که مورد بیاحترامی قرار میگیرند ممکن است در کلاس درس دچار مشکل شوند.
they felt disrespected by the unfair treatment.
آنها احساس کردند که به دلیل رفتار ناعادلانه مورد بیاحترامی قرار گرفتهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید