dissent

[ایالات متحده]/dɪˈsent/
[بریتانیا]/dɪˈsent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تفاوت نظر
vi. مخالف بودن، اختلاف نظر داشتن
Word Forms
زمان گذشتهdissented
قسمت سوم فعلdissented
شکل سوم شخص مفردdissents
صفت یا فعل حال استمراریdissenting
جمعdissents

عبارات و ترکیب‌ها

dissent from

مخالفت از

جملات نمونه

there was no dissent from this view.

هیچ مخالفت دیگری با این دیدگاه وجود نداشت.

dissent from the Church of England

مخالفت با کلیسای انگلستان

We dissented from the decision.

ما با تصمیم مخالفت کردیم.

a crosscurrent of dissent; sociopolitical crosscurrents.

جریان متضاد مخالفت؛ جریان‌های جامعه سیاسی

The regime ruthlessly suppresses all dissent.

رژیم به طور بی‌رحمانه تمام مخالفت‌ها را سرکوب می‌کند.

two members dissented from the majority.

دو عضو با اکثریت مخالفت کردند.

he gestured his dissent at this.

او مخالفت خود را با این موضوع نشان داد.

As the lone dissenter in the group, she was going against the flow of opinion.

همانطور که تنها مخالف در گروه بود، او با جریان نظر مخالف بود.

He and I dissented from each other in choosing a suitable candidate.

ما با هم در مورد انتخاب یک نامزد مناسب اختلاف نظر داشتیم.

نمونه‌های واقعی

He was among those who dissented or disagreed with it.

او در میان کسانی بود که با آن مخالفت یا اختلاف نظر داشتند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Justice Greg Cook wrote the only full dissent to the majority opinion.

قاضی گرگ کوک تنها مخالفت کامل با نظر اکثریت را نوشت.

منبع: This month VOA Special English

But opponents say he has become increasingly intolerant of dissent.

اما مخالفان می گویند که او به طور فزاینده ای نسبت به مخالفت بی تفاوت شده است.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

There's growing evidence of dissent within the ranks.

شواهد فزاینده ای از مخالفت در بین صفوف وجود دارد.

منبع: NPR News Summary May 2018 Collection

Universities are supposed to encourage dissent.

دانشگاه ها باید مخالفت را تشویق کنند.

منبع: the chair

Nonconformists and dissenters liberate others to dissent as well.

ناسازگاران و مخالفان دیگران را آزاد می کنند تا آنها نیز مخالفت کنند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

And while the Belarusian government has often quashed all dissent, the methods used in 2020 were particularly extreme.

در حالی که دولت بلاروس اغلب تمام مخالفت ها را سرکوب کرده است، روش های مورد استفاده در سال 2020 به ویژه افراطی بودند.

منبع: Realm of Legends

There's an onging crack on dissent.

مخالفت در حال شکسته شدن است.

منبع: NPR News April 2014 Collection

Roberts made that point in his dissent from the stay.

رابرتز آن نکته را در مخالفت خود از دستور توقف بیان کرد.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

Dumbledore made a small noise of dissent through his long, crooked nose.

دامبلدور از طریق بینی بلند و کج خود، صدای کوچکی از مخالفت سر داد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید