dissented

[ایالات متحده]/dɪˈsɛntɪd/
[بریتانیا]/dɪˈsɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اختلاف نظر داشت یا نظر متفاوتی داشت

عبارات و ترکیب‌ها

dissented strongly

به شدت مخالفت کرد

dissented openly

به طور آشکار مخالفت کرد

dissented quietly

به طور آرام مخالفت کرد

dissented publicly

به طور علنی مخالفت کرد

dissented unanimously

به طور یکسان مخالفت کرد

dissented entirely

به طور کامل مخالفت کرد

dissented vocally

به طور صوتی مخالفت کرد

dissented clearly

به وضوح مخالفت کرد

dissented formally

به طور رسمی مخالفت کرد

dissented reluctantly

با اکراه مخالفت کرد

جملات نمونه

the committee dissented on the proposed budget cuts.

کمیته در مورد کاهش بودجه پیشنهادی مخالفت کرد.

several members dissented from the majority opinion.

چند عضو از نظر اکثریت مخالفت کردند.

she dissented in the vote regarding the new policy.

او در رای گیری در مورد سیاست جدید مخالفت کرد.

the judge dissented, believing the ruling was unjust.

قاضی مخالفت کرد، زیرا معتقد بود که حکم ناعادلانه است.

he often dissented during discussions about ethics.

او اغلب در طول بحث در مورد اخلاق مخالفت می کرد.

they dissented on the issue of climate change policy.

آنها در مورد سیاست تغییرات آب و هوایی مخالفت کردند.

in the meeting, she dissented with clear arguments.

در جلسه، او با استدلال های واضحی مخالفت کرد.

his dissenting opinion was noted in the official report.

نظر مخالف او در گزارش رسمی ذکر شد.

the scholar dissented from mainstream theories.

دانشمند از نظریات اصلی مخالفت کرد.

they dissented on how to approach the new project.

آنها در مورد نحوه برخورد با پروژه جدید مخالفت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید