dissents

[ایالات متحده]/dɪˈsɛnts/
[بریتانیا]/dɪˈsɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختلافات یا تفاوت‌های نظر
v. مخالف بودن یا داشتن نظر متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

dissents arise

احتمالا بروز اختلاف نظر

dissents expressed

احتمالا بیان مخالفت

dissents noted

احتمالا ثبت مخالفت

dissents recorded

احتمالا ضبط مخالفت

dissents submitted

احتمالا ارسال مخالفت

dissents filed

احتمالا ثبت شکایت

dissents voiced

احتمالا ابراز مخالفت

dissents highlighted

احتمالا برجسته شدن مخالفت

dissents raised

احتمالا مطرح شدن مخالفت

dissents reported

احتمالا گزارش مخالفت

جملات نمونه

he often dissents from the majority opinion.

او اغلب با نظر اکثریت مخالفت می‌کند.

the committee member dissents on the proposed changes.

عضو کمیته در مورد تغییرات پیشنهادی مخالفت می‌کند.

she dissents when she believes the decision is unfair.

وقتی معتقد است تصمیم ناعادلانه است، او مخالفت می‌کند.

in a democracy, it is important to allow dissenting voices.

در یک دموکراسی، اجازه دادن به صداهای مخالف مهم است.

the judge's dissent was noted in the court's records.

مخالفت قاضی در سوابق دادگاه ثبت شد.

his dissent from the policy led to a heated debate.

مخالفت او با سیاست منجر به بحث‌های داغی شد.

many students dissent from the school's dress code.

بسیاری از دانش آموزان با کد لباس مدرسه مخالفت می‌کنند.

dissent is a vital part of any healthy discussion.

مخالفت بخشی حیاتی از هر بحث سالم است.

the report included several dissenting opinions.

گزارش شامل چند نظر مخالف بود.

she expressed her dissent during the meeting.

او مخالفت خود را در طول جلسه بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید