doctrinairely

[ایالات متحده]/dɒktrɪˈneərli/
[بریتانیا]/ˌdɑːktrəˈnɛrli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای سخت‌گیرانه و دیدگاه دینی؛ با دنبال کردن مجموعه‌ای ثابت از دیدگاه‌ها بدون انعطاف

عبارات و ترکیب‌ها

speak doctrinairely

به صورت دیدگاه‌گرایانه صحبت کن

think doctrinairely

به صورت دیدگاه‌گرایانه فکر کن

argue doctrinairely

به صورت دیدگاه‌گرایانه استدلال کن

act doctrinairely

به صورت دیدگاه‌گرایانه رفتار کن

جملات نمونه

the committee doctrinairely rejected the compromise without reading the revised proposal.

کمیته به صورت دوگانه پیشنهاد تجدید نظر را خوانده نشده قبول نکرد.

she doctrinairely insists on strict rules, even when circumstances clearly demand flexibility.

او به صورت دوگانه بر قوانین سختگیرانه تأکید می‌کند، حتی وقتی شرایط به وضوح انعطاف‌پذیری را خواسته‌اند.

the minister doctrinairely defended the policy despite mounting evidence of its failure.

وزیر به صورت دوگانه سیاست را دفاع کرد، در حالی که شواهدی از فشل آن افزایش یافته بود.

he doctrinairely clung to tradition and dismissed practical suggestions from his team.

او به صورت دوگانه به سنت پایبند بود و پیشنهادات عملی از تیم خود را نادیده گرفت.

the editor doctrinairely opposed any change to the style guide, no matter how minor.

ویراستار به صورت دوگانه هرگونه تغییری در راهنمای سبک را مخالفت کرد، چه تغییری که بود.

they doctrinairely applied the law and ignored the humanitarian consequences of the verdict.

آنها به صورت دوگانه قانون را اعمال کردند و عواقب انسانی حکم را نادیده گرفتند.

the professor doctrinairely teaches one theory and treats all alternatives as nonsense.

پروفسور به صورت دوگانه یک نظریه را تدریس می‌کند و تمامی جایگزین‌ها را حرف‌های بی‌معنی می‌داند.

management doctrinairely enforced the new procedure, even after it slowed production.

مدیریت به صورت دوگانه روش جدید را اجرا کرد، حتی پس از اینکه تولید را کاهش داد.

the pundit doctrinairely condemned dissenters and refused to engage with their arguments.

متخصص به صورت دوگانه مخالفان را محکوم کرد و با استدلال‌های آنها تعامل نکرد.

her colleagues complained that she doctrinairely follows protocol and never exercises judgment.

همکاران او گفتند که او به صورت دوگانه به پروتکل پایبند است و هرگز قضاوت نمی‌کند.

the board doctrinairely insisted on austerity, disregarding the long-term costs to morale.

هیئت به صورت دوگانه به اقتصاد مقعر تأکید کرد و هزینه‌های بلندمدت بر روحیه را نادیده گرفت.

he doctrinairely framed the debate as absolute, leaving no room for nuance or compromise.

او به صورت دوگانه بحث را به صورت مطلق بیان کرد و هیچ جایی برای نرمی یا تسویه‌ای باقی نگذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید