dozes off
به خواب میرود
dozes lightly
به آرامی به خواب میرود
dozes peacefully
به آرامش به خواب میرود
dozes away
به خواب میرود و غرق در خواب میشود
dozes soundly
به خوبی به خواب میرود
dozes quietly
به سکوت به خواب میرود
dozes intermittently
به صورت متناوب به خواب میرود
dozes off quickly
سریعاً به خواب میرود
dozes in class
در کلاس به خواب میرود
dozes on couch
روی مبل به خواب میرود
he dozes on the couch every afternoon.
او هر بعد از ظهر روی مبل به خواب میرود.
the cat dozes in the warm sun.
گربه در آفتاب گرم به خواب میرود.
she often dozes off during long meetings.
او اغلب در طول جلسات طولانی به خواب میرود.
he dozes lightly, ready to wake up at any moment.
او به آرامی به خواب میرود و آماده است در هر لحظه از خواب بیدار شود.
the baby dozes peacefully in her crib.
نوزاد به آرامی در تخت خود به خواب میرود.
after lunch, he often dozes for a short while.
بعد از ناهار، او اغلب برای مدت کوتاهی به خواب میرود.
she dozes off while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند به خواب میرود.
the dog dozes at the foot of the bed.
سگ در پای تخت به خواب میرود.
he dozes with a book in his lap.
او با یک کتاب در دامنش به خواب میرود.
during the lecture, many students doze off.
در طول سخنرانی، بسیاری از دانش آموزان به خواب میروند.
dozes off
به خواب میرود
dozes lightly
به آرامی به خواب میرود
dozes peacefully
به آرامش به خواب میرود
dozes away
به خواب میرود و غرق در خواب میشود
dozes soundly
به خوبی به خواب میرود
dozes quietly
به سکوت به خواب میرود
dozes intermittently
به صورت متناوب به خواب میرود
dozes off quickly
سریعاً به خواب میرود
dozes in class
در کلاس به خواب میرود
dozes on couch
روی مبل به خواب میرود
he dozes on the couch every afternoon.
او هر بعد از ظهر روی مبل به خواب میرود.
the cat dozes in the warm sun.
گربه در آفتاب گرم به خواب میرود.
she often dozes off during long meetings.
او اغلب در طول جلسات طولانی به خواب میرود.
he dozes lightly, ready to wake up at any moment.
او به آرامی به خواب میرود و آماده است در هر لحظه از خواب بیدار شود.
the baby dozes peacefully in her crib.
نوزاد به آرامی در تخت خود به خواب میرود.
after lunch, he often dozes for a short while.
بعد از ناهار، او اغلب برای مدت کوتاهی به خواب میرود.
she dozes off while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند به خواب میرود.
the dog dozes at the foot of the bed.
سگ در پای تخت به خواب میرود.
he dozes with a book in his lap.
او با یک کتاب در دامنش به خواب میرود.
during the lecture, many students doze off.
در طول سخنرانی، بسیاری از دانش آموزان به خواب میروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید