sleeps

[ایالات متحده]/sliːps/
[بریتانیا]/sliːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارائه می‌دهد فضای خواب

عبارات و ترکیب‌ها

he sleeps

او می‌خوابد

she sleeps

او می‌خوابد

baby sleeps

نوزاد می‌خوابد

dog sleeps

سگ می‌خوابد

cat sleeps

گربه می‌خوابد

heavily sleeps

به شدت می‌خوابد

she sleeps soundly

او به طور کامل می‌خوابد

night sleeps

شب می‌خوابد

quietly sleeps

به آرامی می‌خوابد

deeply sleeps

به عمق می‌خوابد

جملات نمونه

the baby sleeps peacefully in the crib.

نوزاد به آرامی و با آرامش در تخت خواب می خوابد.

he sleeps for eight hours every night.

او هر شب به مدت هشت ساعت می خوابد.

she sleeps with a nightlight on.

او با روشن بودن چراغ خواب می خوابد.

my dog sleeps at my feet.

سگ من کنار پای من می خوابد.

he sleeps soundly after a long day.

او بعد از یک روز طولانی به خوبی می خوابد.

she sleeps in late on weekends.

او آخر هفته ها دیرتر از معمول می خوابد.

the cat sleeps on the windowsill.

گربه روی طاقچه می خوابد.

he often sleeps through his alarm.

او اغلب از صدای زنگ ساعت خوابش را می بیند.

she sleeps better when it's quiet.

وقتی آرامش وجود دارد، او بهتر می خوابد.

the child sleeps with a teddy bear.

بچه با یک خرس عرکسی می خوابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید