wakes

[ایالات متحده]/weɪks/
[بریتانیا]/weɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیدار کردن; بیدار شدن; به یادآوری (خاطرات) ; دوباره آگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wakes up

بیدار می‌شود

wakes early

به موقع بیدار می‌شود

wakes refreshed

با سرحالی بیدار می‌شود

wakes suddenly

ناگهان از خواب بیدار می‌شود

wakes alone

در حالی که تنهاست بیدار می‌شود

wakes slowly

به آرامی بیدار می‌شود

wakes frequently

اغراقاً بیدار می‌شود

wakes happy

با خوشحالی بیدار می‌شود

wakes confused

با سردرگمی بیدار می‌شود

wakes naturally

به طور طبیعی بیدار می‌شود

جملات نمونه

the alarm clock wakes me up every morning.

هر روز صبح ساعت زنگار من را بیدار می‌کند.

she wakes up feeling refreshed after a good night's sleep.

او بعد از یک شبخواب خوب با احساس تازگی از خواب بیدار می‌شود.

the baby wakes up crying for milk.

نوزاد با گریه برای شیر از خواب بیدار می‌شود.

he usually wakes late on weekends.

او معمولاً آخر هفته‌ها دیر از خواب بیدار می‌شود.

the sun wakes the world with its warm light.

خورشید جهان را با نور گرم خود از خواب بیدار می‌کند.

she wakes up early to go for a jog.

او برای دویدن صبح زود از خواب بیدار می‌شود.

sometimes, loud noises wake me from my sleep.

گاهی اوقات، صداهای بلند مرا از خواب بیدار می‌کنند.

he wakes up to the sound of birds singing.

او با صدای پرندگان که آواز می‌خوانند از خواب بیدار می‌شود.

she wakes up with a smile every day.

او هر روز با لبخند از خواب بیدار می‌شود.

the sudden noise wakes everyone in the house.

صدای ناگهانی همه افراد خانه را از خواب بیدار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید