wakes up
بیدار میشود
wakes early
به موقع بیدار میشود
wakes refreshed
با سرحالی بیدار میشود
wakes suddenly
ناگهان از خواب بیدار میشود
wakes alone
در حالی که تنهاست بیدار میشود
wakes slowly
به آرامی بیدار میشود
wakes frequently
اغراقاً بیدار میشود
wakes happy
با خوشحالی بیدار میشود
wakes confused
با سردرگمی بیدار میشود
wakes naturally
به طور طبیعی بیدار میشود
the alarm clock wakes me up every morning.
هر روز صبح ساعت زنگار من را بیدار میکند.
she wakes up feeling refreshed after a good night's sleep.
او بعد از یک شبخواب خوب با احساس تازگی از خواب بیدار میشود.
the baby wakes up crying for milk.
نوزاد با گریه برای شیر از خواب بیدار میشود.
he usually wakes late on weekends.
او معمولاً آخر هفتهها دیر از خواب بیدار میشود.
the sun wakes the world with its warm light.
خورشید جهان را با نور گرم خود از خواب بیدار میکند.
she wakes up early to go for a jog.
او برای دویدن صبح زود از خواب بیدار میشود.
sometimes, loud noises wake me from my sleep.
گاهی اوقات، صداهای بلند مرا از خواب بیدار میکنند.
he wakes up to the sound of birds singing.
او با صدای پرندگان که آواز میخوانند از خواب بیدار میشود.
she wakes up with a smile every day.
او هر روز با لبخند از خواب بیدار میشود.
the sudden noise wakes everyone in the house.
صدای ناگهانی همه افراد خانه را از خواب بیدار میکند.
wakes up
بیدار میشود
wakes early
به موقع بیدار میشود
wakes refreshed
با سرحالی بیدار میشود
wakes suddenly
ناگهان از خواب بیدار میشود
wakes alone
در حالی که تنهاست بیدار میشود
wakes slowly
به آرامی بیدار میشود
wakes frequently
اغراقاً بیدار میشود
wakes happy
با خوشحالی بیدار میشود
wakes confused
با سردرگمی بیدار میشود
wakes naturally
به طور طبیعی بیدار میشود
the alarm clock wakes me up every morning.
هر روز صبح ساعت زنگار من را بیدار میکند.
she wakes up feeling refreshed after a good night's sleep.
او بعد از یک شبخواب خوب با احساس تازگی از خواب بیدار میشود.
the baby wakes up crying for milk.
نوزاد با گریه برای شیر از خواب بیدار میشود.
he usually wakes late on weekends.
او معمولاً آخر هفتهها دیر از خواب بیدار میشود.
the sun wakes the world with its warm light.
خورشید جهان را با نور گرم خود از خواب بیدار میکند.
she wakes up early to go for a jog.
او برای دویدن صبح زود از خواب بیدار میشود.
sometimes, loud noises wake me from my sleep.
گاهی اوقات، صداهای بلند مرا از خواب بیدار میکنند.
he wakes up to the sound of birds singing.
او با صدای پرندگان که آواز میخوانند از خواب بیدار میشود.
she wakes up with a smile every day.
او هر روز با لبخند از خواب بیدار میشود.
the sudden noise wakes everyone in the house.
صدای ناگهانی همه افراد خانه را از خواب بیدار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید