drooped

[ایالات متحده]/[ˈdruːpt]/
[بریتانیا]/[ˈdruːpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آویزان شدن یا افتادگی؛ ضعیف یا بی‌حال شدن؛ آویزان شدن یا افتادگی (به عنوان مثال، چهره یک شخص)
adj. آویزان؛ افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

drooped shoulders

شانه‌های افتاده

drooped over

روی هم افتاده

drooping leaves

برگ‌های آویزان

drooped sadly

با ناراحتی آویزان

drooped his head

سرش را افتانه‌بار انداخت

drooping flower

گل آویزان

drooped slightly

کمی آویزان

drooping eyelids

پلک‌های آویزان

drooped down

به پایین افتاد

drooping branches

شاخه های آویزان

جملات نمونه

her shoulders drooped with exhaustion after the long hike.

شانه‌هایش از فرط خستگی آویزان شده بودند بعد از پیاده‌روی طولانی.

the wilting flowers drooped sadly in the heat.

گل‌های پژمرده در گرما با ناراحتی آویزان بودند.

his head drooped as he listened to the boring lecture.

سرش در حالی که به سخنرانی خسته‌کننده گوش می‌داد، افتاد.

the heavy branches drooped under the weight of the snow.

شاخه های سنگین زیر بار برف آویزان بودند.

a sense of disappointment drooped over the team after the loss.

حس ناامیدی بعد از شکست بر تیم سایه انداخت.

the corners of her mouth drooped in a slight frown.

گوشه‌های دهانش در یک اخم خفیف افتاده بودند.

the old man's face drooped with age and sadness.

چهره پیرمرد با سن و غم افتاده بود.

the curtain drooped slightly from the rod.

پرده کمی از میله آویزان بود.

a feeling of hopelessness drooped over the city after the disaster.

حس درماندگی بعد از فاجعه بر شهر سایه انداخت.

the vines drooped gracefully from the balcony railing.

گیاهان رونده به شکلی زیبا از نرده بالکن آویزان بودند.

his spirits drooped when he heard the bad news.

روحش وقتی خبر بد را شنید، افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید