sagged

[ایالات متحده]/sæɡd/
[بریتانیا]/sæɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آویزان
v. خم شدن یا در وسط فرورفتن (گذشته و گذشته participle از sag)؛ به طور شل یا نامنظم آویزان شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sagged edges

لبه‌های افتاده

sagged roof

سقف افتاده

sagged shoulders

شانه‌های افتاده

sagged fabric

پارچه افتاده

sagged curtain

پرده افتاده

sagged belly

شکم افتاده

sagged lines

خطوط افتاده

sagged seat

صندلی افتاده

sagged skin

پوست افتاده

sagged fence

نرده افتاده

جملات نمونه

the old fence sagged under the weight of the vines.

نرده‌های قدیمی زیر بار سنگینی تاک‌ها خم شده بودند.

her shoulders sagged after a long day at work.

بعد از یک روز طولانی کار، شانه‌هایش خم شده بودند.

the roof sagged due to heavy snowfall.

به دلیل بارش برف سنگین، سقف خم شده بود.

the couch sagged in the middle from years of use.

به دلیل سال‌ها استفاده، مبل در وسط خم شده بود.

his confidence sagged after the criticism.

بعد از انتقاد، اعتماد به نفس او کاهش یافت.

the bridge sagged slightly under the weight of the truck.

پل کمی زیر بار کامیون خم شده بود.

the curtains sagged because they were too heavy.

پرده‌ها خم شده بودند زیرا خیلی سنگین بودند.

as the balloon lost air, it sagged towards the ground.

همانطور که باد لاستیک از باد خارج شد، به سمت زمین خم شد.

the old man's face sagged with age.

چهره مرد پیر با افزایش سن خم شده بود.

the tree branches sagged under the weight of the fruit.

شاخه های درخت زیر بار میوه خم شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید