wilted

[ایالات متحده]/[ˈwɪldɪt]/
[بریتانیا]/[ˈwɪldɪt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کم‌انرژی یا کم‌الحیا، به ویژه به دلیل کمبود آب؛ بدون انرژی یا شور و شعف.
v. کم‌انرژی شدن یا لایلایم شدن، به ویژه به دلیل کمبود آب؛ از انرژی یا شور و شعف کم شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

wilted flowers

گیاهان فلج شده

wilted lettuce

سالاد فلج شده

looking wilted

به نظر فلج می‌رسد

wilted sadly

با افسوس فلج شده

wilted leaves

برگ‌های فلج شده

felt wilted

احساس فلج شدگی کرد

wilted quickly

به سرعت فلج شد

wilted appearance

نگاه فلج شده

wilted condition

وضعیت فلج شده

wilted stem

ساقه فلج شده

جملات نمونه

the flowers in the vase looked wilted after a hot day.

گل‌های در جعبه گل، پس از یک روز گرم، فاقد انرژی به نظر می‌رسیدند.

his enthusiasm for the project seemed to wilt under pressure.

انگیزه‌اش برای پروژه تحت فشار کاهش یافت.

the lettuce in the fridge had wilted and turned brown.

سروی در یخچال فاقد انرژی شده و قهوه‌ای شده بود.

she felt a little wilted after the long and tiring hike.

پس از یک چهارچوب طولانی و خسته‌کننده، او کمی فاقد انرژی احساس می‌کرد.

the old photograph showed a wilted rose on the table.

عکس قدیمی یک گل فاقد انرژی روی میز را نشان می‌داد.

the spinach leaves were wilted and unusable for the salad.

برگ‌های چیلی فاقد انرژی بودند و برای سالاد قابل استفاده نبودند.

his spirits wilted when he heard the bad news.

وقتی خبر بد را شنید، روح او فاقد انرژی شد.

the paint on the wall had wilted in the sun.

رنگ دیوار در نور خورشید فاقد انرژی شده بود.

the team's morale wilted after several losses.

انگیزه تیم پس از چند باخت کاهش یافت.

the once vibrant grass had wilted due to the drought.

گیاهان گذشته که زنده بودند، به دلیل خشکسالی فاقد انرژی شدند.

the newspaper pages were wilted and yellowed with age.

صفحات روزنامه فاقد انرژی و زرد شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید