drought-stricken

[ایالات متحده]/[ˈdrɔːt ˈstrɪkən]/
[بریتانیا]/[ˈdroʊt ˈstrɪkən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت تحت تأثیر خشکسالی قرار گرفته؛ مبتلا به کمبود شدید آب؛ خشک و بی‌تولید به دلیل خشکسالی.

عبارات و ترکیب‌ها

drought-stricken land

زمین‌های کم‌آب

drought-stricken areas

منطقه‌های کم‌آب

drought-stricken farmers

کشاورزان کم‌آب

severely drought-stricken

خیلی کم‌آب

drought-stricken communities

جامعه‌های کم‌آب

becoming drought-stricken

در حال شدن کم‌آب

drought-stricken region

منطقه‌های کم‌آب

drought-stricken state

حالت کم‌آب

drought-stricken country

کشور کم‌آب

highly drought-stricken

خیلی کم‌آب

جملات نمونه

the drought-stricken farmers desperately needed rain to save their crops.

کشاورزان مبتلا به خشکسالی به شدت نیاز به باران داشتند تا محصولات خود را نجات دهند.

aid organizations are providing water to drought-stricken communities.

سازمان‌های کمک‌های انسانی آب به جوامع مبتلا به خشکسالی توزیع می‌کنند.

the drought-stricken land showed signs of severe environmental degradation.

زمین مبتلا به خشکسالی علائمی از تخریب محیط زیست شدید نشان داد.

reservoirs in the drought-stricken region have reached record low levels.

ذخایر آب در منطقه مبتلا به خشکسالی به سطح کمینه تاریخی رسیده‌اند.

livestock are suffering in the drought-stricken areas of the country.

دارایی‌های دامی در مناطق مبتلا به خشکسالی کشور در دسته‌ای از رنج می‌باشند.

the government implemented water restrictions in the drought-stricken state.

دولت محدودیت‌های آبی را در ایالت مبتلا به خشکسالی اجرا کرد.

researchers are studying the impact of drought on drought-stricken ecosystems.

پژوهشگران تأثیر خشکسالی بر روی سیستم‌های اکولوژیکی مبتلا به خشکسالی را مورد مطالعه قرار می‌دهند.

the drought-stricken region faces a severe food security crisis.

منطقه مبتلا به خشکسالی با بحران امنیت غذایی شدید مواجه است.

many families were forced to migrate from the drought-stricken area.

خانواده‌های زیادی مجبور شدند از منطقه مبتلا به خشکسالی مهاجرت کنند.

the long-term effects of the drought on the drought-stricken landscape are concerning.

اثرات مزمن خشکسالی بر روی منظره‌های مبتلا به خشکسالی نگران‌کننده است.

the drought-stricken town struggled to maintain its water supply.

شهر مبتلا به خشکسالی با تلاش برای حفظ تأمین آب خود روبرو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید