drugstore

[ایالات متحده]/'drʌgstɔː/
[بریتانیا]/'drʌɡstɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشگاهی که دارو و لوازم آرایشی می‌فروشد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

drugstore chain

زنجیره داروخانه

جملات نمونه

a drugstore selling magazines, newspapers, and sundries.

یک داروخانه که مجلات، روزنامه‌ها و کالاهای متفرقه می‌فروشد.

I need to pick up my prescription at the drugstore.

من باید نسخه داروی خود را از داروخانه تحویل بگیرم.

She bought some cosmetics at the drugstore.

او لوازم آرایشی را از داروخانه خرید.

The drugstore is open 24 hours.

داروخانه 24 ساعت در روز باز است.

He works as a pharmacist at the drugstore.

او به عنوان داروساز در داروخانه کار می‌کند.

I forgot to buy bandages at the drugstore.

فراموش کردم باند را از داروخانه بخرم.

The drugstore is located next to the supermarket.

داروخانه در کنار سوپرمارکت قرار دارد.

I always get my vitamins from the drugstore.

من همیشه ویتامین‌هایم را از داروخانه تهیه می‌کنم.

The drugstore sells a variety of over-the-counter medications.

داروخانه انواع داروها را بدون نسخه می‌فروشد.

Do you know where the nearest drugstore is?

آیا می‌دانید نزدیک‌ترین داروخانه کجا است؟

My mom works as a cashier at the drugstore.

مادرم به عنوان صندوقدار در داروخانه کار می‌کند.

نمونه‌های واقعی

At the corner stood a drugstore, brilliant with electric lights.

در گوشه‌ای یک داروسازی قرار داشت که با لامپ‌های الکتریکی درخشندگی داشت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

The drugstore is open 24 hours a day.

داروسازی ۲۴ ساعت در روز باز است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Phil, I left my phone at the drugstore.

فیل، من تلفن همراه خود را در داروسازی جا گذاشتم.

منبع: Modern Family - Season 02

Let's just go to the drugstore. - Right.

فقط برویم به داروسازی. - درست است.

منبع: Young Sheldon Season 4

You bought this at a drugstore, didn't you?

تو این را از داروسازی خریدی، مگه نه؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

In fact, even though he no longer owned the drugstore he still spent a lot of time there.

در واقع، اگرچه دیگر صاحب داروسازی نبود، هنوز زمان زیادی را آنجا می‌گذراند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

The man inexplicably collapsed right outside the drugstore.

مرد به طرز غیرقابل توضیحی درست بیرون از داروسازی از حال افتاد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

No. I need to get some cold medicine at the drugstore.

نه. من باید کمی داروی سرماخوردگی از داروسازی بگیرم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

The clerk at the drugstore gave me back the wrong change.

فروشنده داروسازی اشتباهی به من پس داد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Do you want me to run to the drugstore for you?

می‌خواهی من برایت به داروسازی بروم؟

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید