earrings

[ایالات متحده]/[ˈerɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈerɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشواره؛ جفتی گوشواره

عبارات و ترکیب‌ها

wearing earrings

در حال استفاده از گوشواره

new earrings

گوشواره‌های جدید

lost earrings

گوشواره‌های گم شده

gold earrings

گوشواره‌های طلایی

silver earrings

گوشواره‌های نقره‌ای

fake earrings

گوشواره‌های تقلبی

matching earrings

گوشواره‌های همسان

elegant earrings

گوشواره‌های شیک

long earrings

گوشواره‌های بلند

buying earrings

خریدن گوشواره

جملات نمونه

she wore delicate silver earrings to the party.

او گوشواره‌های نقره ظریفی به مهمانی پوشید.

my favorite earrings are a pair of turquoise hoops.

گوشواره‌های مورد علاقه من یک جفت گوشواره حلقه‌ای لاجورد رنگ هستند.

he bought her a pair of diamond earrings for her birthday.

او برای تولدش یک جفت گوشواره الماس برایش خرید.

the earrings dangled from her lobes, catching the light.

گوشواره‌ها از لوب‌هایش آویزان بودند و نور را منعکس می‌کردند.

she carefully cleaned her pearl earrings with a soft cloth.

او با دقت گوشواره‌های مرواریدش را با یک پارچه نرم تمیز کرد.

i lost one of my gold earrings while swimming.

من یکی از گوشواره‌های طلایم را در حین شنا کردن گم کردم.

the shop offered a wide selection of handcrafted earrings.

فروشگاه مجموعه‌ای گسترده از گوشواره‌های دست‌ساز ارائه می‌داد.

she matched her earrings to her dress and handbag.

او گوشواره‌هایش را با لباس و کیفش هماهنگ کرد.

the antique earrings were worth a considerable amount of money.

گوشواره‌های عتیقه ارزش قابل توجهی داشتند.

she secured the earrings with tiny hooks through her pierced ears.

او گوشواره‌ها را با قلاب‌های کوچک از طریق گوش‌های سوراخ شده‌اش محکم کرد.

he admired the intricate design of her chandelier earrings.

او طراحی پیچیده گوشواره‌های لوستر او را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید