earthily

[ایالات متحده]/[ˈɜːθɪli]/
[بریتانیا]/[ˈɜːrθɪli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شبیه زمین است؛ به گونه‌ای طبیعی و غیرمصنوع.؛ به گونه‌ای که به زمین اشاره دارد، به ویژه در رنگ یا بو.
adj. شبیه زمین در ظاهر یا بافت.

عبارات و ترکیب‌ها

earthily scented

پах‌شده به زمینی

earthily brown

قهوه‌ای زمینی

spoke earthily

به‌طور زمینی گفت

earthily simple

ساده‌ای زمینی

earthily honest

صادقانه زمینی

living earthily

زندگی زمینی

earthily calm

آرام زمینی

earthily warm

گرم زمینی

sounded earthily

به‌طور زمینی صدا کرد

earthily dressed

پوشاک زمینی

جملات نمونه

she spoke earthily about the challenges of farming.

او به صورت ساده و زمینی درباره چالش‌های کشاورزی صحبت کرد.

the old house had an earthily charming atmosphere.

خانه قدیمی با جوی زمینی و جذابی داشت.

he described the landscape in earthily vivid detail.

او با جزئیات زمینی و زیبایی طبیعت را توصیف کرد.

the artist’s style was earthily rooted in nature.

سبک هنرمند به طور زمینی در طبیعت پایه‌ریزی شده بود.

the farmer lived an earthily simple life.

کشاورز زندگی ساده‌ای زمینی داشت.

she offered an earthily honest assessment of the situation.

او یک ارزیابی صادقانه و زمینی از وضعیت ارائه کرد.

the story was told in an earthily straightforward manner.

داستان به صورت ساده و زمینی روایت شد.

he approached the problem with an earthily practical mindset.

او با رویکردی عملی و زمینی به مسئله نگاه کرد.

the food tasted earthily fresh from the garden.

غذایی که از باغ بیرون می‌آمد، طعمی تازه و زمینی داشت.

the music had an earthily resonant quality.

موسیقی دارای کیفیتی هماهنگ و زمینی بود.

she reacted to the news in an earthily calm way.

او به خبر با رفتاری آرام و زمینی پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید