egressive

[ایالات متحده]/ɪˈɡrɛsɪv/
[بریتانیا]/ɪˈɡrɛsɪv/

ترجمه

adj. صفتی که مربوط به صدایی است که با خروج هوا از ریه‌ها تولید می‌شود؛ مربوط به صوت‌های خروجی.
n. صدای خروجی یا صوتی که با جریان هوا خارج از بدن تولید می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

egressive sound

صدا خروجی

egressive consonant

صامت خروجی

egressive airflow

جریان هوا خروجی

being egressive

بودن خروجی

egressive phonation

تولید صدا خروجی

egressive articulation

تولید خروجی

egressive quality

کیفیت خروجی

egressive pulmonic

پولمونیک خروجی

egressive character

ویژگی خروجی

egressive mechanism

مکانیزم خروجی

جملات نمونه

linguists classify the "p" sound as an egressive pulmonic consonant produced with outward airflow.

زبان‌شناسان صدای "p" را به عنوان یک صدای میان‌تنی خارجی که با جریان هوا به خارج تولید می‌شود، دسته‌بندی می‌کنند.

egressive consonants are far more common in world languages than ingressive ones.

صداهای میان‌تنی خارجی در زبان‌های جهان بسیار رایج‌تر از صداهای میان‌تنی ورودی هستند.

the phonetic diagram illustrated the egressive airflow mechanism used in english stops.

نمودار فونتیک مکانیسم جریان هوا خارجی را که در متوقف‌های انگلیسی استفاده می‌شود، نشان می‌دهد.

students sometimes struggle to distinguish egressive from ingressive sounds in phonetics class.

دانشجویان گاهی در کلاس فونتیک با تمیز کردن صداهای میان‌تنی خارجی از میان‌تنی ورودی دچار مشکل می‌شوند.

the research article analyzed egressive articulation patterns in various sino-tibetan languages.

مقاله تحقیقی الگوهای تلفظ میان‌تنی خارجی را در زبان‌های چینی-تبتی مختلف تحلیل کرد.

egressive speech sounds require air to flow outward from the vocal tract during production.

صداهای گفتاری میان‌تنی خارجی نیاز به جریان هوا به خارج از مجاری صوتی در هنگام تولید دارند.

in phonological theory, an egressive consonant is produced by pushing air out of the lungs.

در نظریه فونولوژی، یک صدای میان‌تنی خارجی با فشار دادن هوا از ریه‌ها تولید می‌شود.

the professor demonstrated the acoustic properties of egressive versus ingressive fricatives.

استاد خواص آکوستیک صداهای میان‌تنی خارجی را در مقایسه با صداهای میان‌تنی ورودی نشان داد.

egressive glottalic consonants involve the upward movement of the glottis to release air.

صداهای میان‌تنی خارجی گلوتالیک حرکت رو به بالای گلوتیس را برای آزاد کردن هوا شامل می‌شود.

the audio sample clearly captured the egressive quality of the voiced bilabial stop.

نمونه صوتی کیفیت میان‌تنی خارجی صدای متوقف دو‌لیپ صدا دار را به وضوح ثبت کرد.

linguists have documented that egressive pulmonic airstream mechanisms dominate most languages.

زبان‌شناسان ثبت کرده‌اند که مکانیسم‌های جریان هوا میان‌تنی خارجی در بیشتر زبان‌ها حاکم هستند.

the textbook included spectrograms showing egressive airflow patterns during vowel production.

کتاب درسی گراف‌های اسپکتروسکوپی را که الگوهای جریان هوا خارجی در هنگام تولید سیلاب‌ها را نشان می‌دهند، شامل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید