elatedly celebrated
جشن گرفته شده با خوشحالی
elatedly announced
اعلام شده با خوشحالی
elatedly shared
اشتراک گذاری شده با خوشحالی
elatedly expressed
بیان شده با خوشحالی
elatedly responded
پاسخ داده شده با خوشحالی
elatedly participated
شرکت کرده شده با خوشحالی
elatedly welcomed
استقبال شده با خوشحالی
elatedly joined
به پیوستن با خوشحالی
elatedly cheered
تشویق شده با خوشحالی
she elatedly accepted the job offer.
او با خوشحالی زیاد پیشنهاد شغلی را پذیرفت.
they elatedly celebrated their anniversary.
آنها با خوشحالی زیاد سالگرد عروسی خود را جشن گرفتند.
the children elatedly ran to the playground.
کودکان با خوشحالی زیاد به سمت زمین بازی دویدند.
he elatedly shared the good news with his friends.
او با خوشحالی زیاد خبر خوب را با دوستانش به اشتراک گذاشت.
we elatedly planned the surprise party.
ما با خوشحالی زیاد مهمانی غافلگیری را برنامه ریزی کردیم.
she elatedly danced at the wedding.
او با خوشحالی زیاد در عروسی رقصید.
he elatedly received the award for his performance.
او با خوشحالی زیاد جایزه عملکرد خود را دریافت کرد.
they elatedly cheered for their favorite team.
آنها با خوشحالی زیاد برای تیم مورد علاقه خود تشویق کردند.
the family elatedly welcomed their new puppy.
خانواده با خوشحالی زیاد توله سگ جدید خود را خوش آمد گفتند.
she elatedly posted about her travel adventures.
او با خوشحالی زیاد درباره ماجراهای سفر خود پست کرد.
elatedly celebrated
جشن گرفته شده با خوشحالی
elatedly announced
اعلام شده با خوشحالی
elatedly shared
اشتراک گذاری شده با خوشحالی
elatedly expressed
بیان شده با خوشحالی
elatedly responded
پاسخ داده شده با خوشحالی
elatedly participated
شرکت کرده شده با خوشحالی
elatedly welcomed
استقبال شده با خوشحالی
elatedly joined
به پیوستن با خوشحالی
elatedly cheered
تشویق شده با خوشحالی
she elatedly accepted the job offer.
او با خوشحالی زیاد پیشنهاد شغلی را پذیرفت.
they elatedly celebrated their anniversary.
آنها با خوشحالی زیاد سالگرد عروسی خود را جشن گرفتند.
the children elatedly ran to the playground.
کودکان با خوشحالی زیاد به سمت زمین بازی دویدند.
he elatedly shared the good news with his friends.
او با خوشحالی زیاد خبر خوب را با دوستانش به اشتراک گذاشت.
we elatedly planned the surprise party.
ما با خوشحالی زیاد مهمانی غافلگیری را برنامه ریزی کردیم.
she elatedly danced at the wedding.
او با خوشحالی زیاد در عروسی رقصید.
he elatedly received the award for his performance.
او با خوشحالی زیاد جایزه عملکرد خود را دریافت کرد.
they elatedly cheered for their favorite team.
آنها با خوشحالی زیاد برای تیم مورد علاقه خود تشویق کردند.
the family elatedly welcomed their new puppy.
خانواده با خوشحالی زیاد توله سگ جدید خود را خوش آمد گفتند.
she elatedly posted about her travel adventures.
او با خوشحالی زیاد درباره ماجراهای سفر خود پست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید