eluder

[ایالات متحده]/ɪˈluːdə/
[بریتانیا]/ɪˈluːdər/

ترجمه

n. یک فرد که از کسی یا چیزی فرار می‌کند؛ (اینترنت) یک فرد که از دنبال‌کردن، ردیابی یا تشخیص فرار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

eluder caught

الودر دستگیر شد

eluder escaped

الودر فرار کرد

eluders flee

الودرها فرار می‌کنند

eluder evading

الودر در حال فرار است

eluder eluded

الودر فرار کرد

eluder hiding

الودر پنهان می‌شود

eluder spotted

الودر دیده شد

eluders captured

الودرها دستگیر شدند

eluder running

الودر در حال گریز است

eluder pursued

الودر دنبال می‌شود

جملات نمونه

the magician tried to elude the guards by slipping through a hidden door.

ساحر سعی کرد با عبور از یک در پنهان از نگهبانان فرار کند.

she managed to elude capture for weeks by changing her route every day.

او توانست به مدت هفته‌ها با تغییر مسیر خود هر روز از دستگیری فرار کند.

the thief eluded the police in a crowded market and disappeared into an alley.

کاشف در بازاری پر از مردم از پلیس فرار کرد و در یک خیابان کوچک ناپدید شد.

he tried to elude responsibility by blaming the team for his decision.

او سعی کرد با اینکه گروه را به دلیل تصمیم خود مسئول دانست، مسئولیت را فرار دهد.

despite careful planning, a clear solution continued to elude the engineers.

هر چند با برنامه‌ریزی دقیق، یک راه‌حل واضح به مهندسین فرار می‌کرد.

the meaning of the final line eluded me until i reread the poem aloud.

معنای خط پایانی تا زمانی که دوباره شعر را بلند کردم از من فرار کرد.

sleep eluded him on the eve of the trial, no matter how tired he felt.

در شب دادگاه، به او خواب فرار کرد، چه می‌خواست چه نمی‌خواست خسته بود.

the truth eluded investigators because the key witness vanished overnight.

حقیقت از پرسش‌گران فرار کرد چون شاهد کلیدی در طول شب ناپدید شد.

as questions piled up, the politician attempted to elude direct answers.

همان‌طور که سوالات پیش می‌آمدند، سیاستمدار سعی کرد به پاسخ‌های مستقیم فرار کند.

the rabbit eluded the hounds by darting into thick brush.

گرگ‌ها را با پریدن به گیاهان چوبدار فرار داد.

for years, the championship eluded the club despite several strong seasons.

در طول چند فصل قوی، لیگ از باشگاه فرار کرد.

the suspect eluded detection by using cash and avoiding cameras.

مشکوک با استفاده از پول و اجتناب از دوربین‌ها از تشخیص فرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید