| جمع | runaways |
runaway train
قطار متواری
runaway child
کودک متواری
runaway bride
عروس متواری
thermal runaway
اجتنابناپذیر حرارتی
runaway inflation
تورم افسارگسیخته
a runaway car; runaway inflation.
یک خودروی سرکش؛ تورم سرکش
the runaway success of the book.
موفقیت چشمگیر کتاب
runaway horses; runaway children.
اسبهای سرکش؛ کودکان سرکش
a play about teenage runaways
نمایشی درباره نوجوانان فراری
a runaway car hurtled towards them.
یک خودروی سرکش به سمت آنها هجوم برد.
A runaway car rolled down a hill and crashed into ten cars.
یک خودروی سرکش از تپه ای پایین رفت و به ده خودرو برخورد کرد.
runaway train
قطار متواری
runaway child
کودک متواری
runaway bride
عروس متواری
thermal runaway
اجتنابناپذیر حرارتی
runaway inflation
تورم افسارگسیخته
a runaway car; runaway inflation.
یک خودروی سرکش؛ تورم سرکش
the runaway success of the book.
موفقیت چشمگیر کتاب
runaway horses; runaway children.
اسبهای سرکش؛ کودکان سرکش
a play about teenage runaways
نمایشی درباره نوجوانان فراری
a runaway car hurtled towards them.
یک خودروی سرکش به سمت آنها هجوم برد.
A runaway car rolled down a hill and crashed into ten cars.
یک خودروی سرکش از تپه ای پایین رفت و به ده خودرو برخورد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید