emboldens

[ایالات متحده]/ɪmˈbəʊldənz/
[بریتانیا]/ɪmˈboʊldənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تشویق کردن یا به کسی شجاعت دادن برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

emboldens the team

تقویت روحیه گروه

emboldens our spirit

تقویت روحیه ما

emboldens the youth

تقویت جوانان

emboldens their voice

تقویت صدای آنها

emboldens self-expression

تقویت ابراز وجود

emboldens the movement

تقویت جنبش

emboldens our cause

تقویت هدف ما

emboldens the message

تقویت پیام

emboldens their actions

تقویت اقدامات آنها

emboldens creative thinking

تقویت تفکر خلاقانه

جملات نمونه

her success emboldens others to pursue their dreams.

موفقیت او دیگران را تشویق می‌کند تا به دنبال رویاهایشان بروند.

the support from his friends emboldens him to speak up.

حمایت دوستانش او را تشویق می‌کند تا صحبت کند.

winning the award emboldens her to take on new challenges.

برنده شدن جایزه او را تشویق می‌کند تا چالش‌های جدیدی را بپذیرد.

his positive feedback emboldens the team to innovate.

بازخورد مثبت او تیم را تشویق می‌کند تا نوآوری کند.

the community's support emboldens activists to fight for change.

حمایت جامعه فعالان را تشویق می‌کند تا برای تغییر مبارزه کنند.

seeing others succeed emboldens him to try harder.

دیدن موفقیت دیگران او را تشویق می‌کند تا بیشتر تلاش کند.

her determination emboldens her peers to work harder.

عزم راسخ او همکارانش را تشویق می‌کند تا بیشتر تلاش کنند.

the encouragement from mentors emboldens students to excel.

تشویق مربیان دانشجویان را تشویق می‌کند تا برتری کسب کنند.

his bold ideas emboldens the company to take risks.

ایده‌های جسورانه او شرکت را تشویق می‌کند تا ریسک کند.

success emboldens individuals to challenge the status quo.

موفقیت افراد را تشویق می‌کند تا وضعیت موجود را به چالش بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید