spurn

[ایالات متحده]/spɜːn/
[بریتانیا]/spɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با تحقیر رد کردن؛ با بی‌احترامی رفتار کردن یا تحقیر کردن؛ لگد زدن
vi. نشان دادن تحقیر یا بی‌احترامی؛ رد کردن
n. تحقیر یا بی‌احترامی؛ رد کردن؛ لگد
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریspurning
زمان گذشتهspurned
قسمت سوم فعلspurned
شکل سوم شخص مفردspurns

جملات نمونه

They spurn all our offers of help.

آنها تمام پیشنهادات کمک ما را رد می کنند.

with one touch of my feet, I spurn the solid Earth.

با یک لمس از پایم، زمین سخت را پس می‌زنم.

other spurned wives have taken public revenge on their husbands.

همسران طرد شده دیگر انتقام عمومی از شوهرانشان گرفته‌اند.

Spurns macrocephalus mainly depend on lipid as its energy consumption during the starvation period.

اسپونس ماکروچیفالوس عمدتاً به لیپید به عنوان مصرف انرژی خود در طول دوره گرسنگی وابسته است.

"she was known as a spurner of all suitors";

او به عنوان کسی شناخته می‌شد که از همه خواستگاران طرد می‌کرد.

27、No one is tired of drinking water because of the wateriness of the water, while nobody may spurn the life because of the everydayness of the life.

هیچ کس از نوشیدن آب به دلیل آب‌دار بودن آب خسته نمی‌شود، در حالی که هیچ کس نباید زندگی را به دلیل عادی بودن آن طرد کند.

The complicated misanthropy which enabled him, his interpreters declared, to love the public and spurn humanity, did not preclude certain trifling investigation of the tenderer emotions.

میل شدید به بیگانگی که به او اجازه می‌داد، طبق گفته مفسرانش، مردم را دوست داشته باشد و از انسانیت دوری کند، مانع از بررسی‌های جزئی و بی‌اهمیت احساسات لطیف نمی‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید