embracer

[ایالات متحده]/ɪmˈbreɪsə/
[بریتانیا]/ɪmˈbreɪsɚ/

ترجمه

n. کسی که چیزی را در آغوش می‌گیرد یا حمایت می‌کند؛ کسی که تلاش می‌کند تا یک دادگاه یا هیئت منصفه را به‌وسیله روش‌های غیرقانونی فاسد کند.

عبارات و ترکیب‌ها

life embracer

دوستدار زندگی

change embracer

دوستدار تغییر

love embracer

دوستدار عشق

challenge embracer

دوستدار چالش

growth embracer

دوستدار رشد

opportunity embracer

دوستدار فرصت

diversity embracer

دوستدار تنوع

innovation embracer

دوستدار نوآوری

community embracer

دوستدار اجتماع

freedom embracer

دوستدار آزادی

جملات نمونه

he is an embracer of new ideas and technologies.

او یک طرفدار نوآوری‌ها و فناوری‌های جدید است.

as an embracer of diversity, she promotes inclusivity.

به عنوان یک طرفدار تنوع، او ترویج شمول‌گرایی می‌کند.

the community is known for being an embracer of change.

جامعه به خاطر پذیرش تغییرات شناخته شده است.

being an embracer of challenges can lead to personal growth.

پذیرش چالش‌ها می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

he is an embracer of life, always seeking new experiences.

او یک طرفدار زندگی است و همیشه به دنبال تجربیات جدید است.

she considers herself an embracer of different cultures.

او خود را طرفدار فرهنگ‌های مختلف می‌داند.

as an embracer of innovation, the company leads the market.

به عنوان یک طرفدار نوآوری، شرکت در بازار پیشرو است.

the organization is an embracer of sustainable practices.

سازمان یک طرفدار شیوه‌های پایدار است.

he has always been an embracer of teamwork and collaboration.

او همیشه یک طرفدار کار تیمی و همکاری بوده است.

being an embracer of feedback helps improve performance.

پذیرش بازخورد به بهبود عملکرد کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید