signal rejector
رد سیگنال
noise rejector
رد نویز
data rejector
رد داده
input rejector
رد ورودی
output rejector
رد خروجی
error rejector
رد خطا
filter rejector
رد فیلتر
system rejector
رد سیستم
the rejector of the proposal had valid reasons.
رد کننده پیشنهاد دلایل موجهی داشت.
being a rejector can be difficult in a team setting.
رد کردن میتواند در یک محیط تیمی دشوار باشد.
the rejector's feedback was crucial for improvement.
بازخورد رد کننده برای بهبود بسیار مهم بود.
she was labeled as the rejector after turning down the offer.
او پس از رد پیشنهاد به عنوان رد کننده شناخته شد.
his role as a rejector often made him unpopular.
نقش او به عنوان رد کننده اغلب باعث میشد که او غیر محبوب باشد.
the rejector explained his decision clearly.
رد کننده تصمیم خود را به وضوح توضیح داد.
a rejector can sometimes provide valuable insights.
رد کننده گاهی اوقات میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
as a rejector, he felt the weight of his choices.
به عنوان رد کننده، او سنگینی انتخابهای خود را احساس کرد.
the rejector's stance sparked a heated debate.
موضع رد کننده باعث ایجاد یک بحث داغ شد.
in negotiations, being a rejector can be a strategic move.
در مذاکرات، رد کردن میتواند یک حرکت استراتژیک باشد.
signal rejector
رد سیگنال
noise rejector
رد نویز
data rejector
رد داده
input rejector
رد ورودی
output rejector
رد خروجی
error rejector
رد خطا
filter rejector
رد فیلتر
system rejector
رد سیستم
the rejector of the proposal had valid reasons.
رد کننده پیشنهاد دلایل موجهی داشت.
being a rejector can be difficult in a team setting.
رد کردن میتواند در یک محیط تیمی دشوار باشد.
the rejector's feedback was crucial for improvement.
بازخورد رد کننده برای بهبود بسیار مهم بود.
she was labeled as the rejector after turning down the offer.
او پس از رد پیشنهاد به عنوان رد کننده شناخته شد.
his role as a rejector often made him unpopular.
نقش او به عنوان رد کننده اغلب باعث میشد که او غیر محبوب باشد.
the rejector explained his decision clearly.
رد کننده تصمیم خود را به وضوح توضیح داد.
a rejector can sometimes provide valuable insights.
رد کننده گاهی اوقات میتواند بینشهای ارزشمندی ارائه دهد.
as a rejector, he felt the weight of his choices.
به عنوان رد کننده، او سنگینی انتخابهای خود را احساس کرد.
the rejector's stance sparked a heated debate.
موضع رد کننده باعث ایجاد یک بحث داغ شد.
in negotiations, being a rejector can be a strategic move.
در مذاکرات، رد کردن میتواند یک حرکت استراتژیک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید