enchantments

[ایالات متحده]/ɪnˈtʃɑːntmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈtʃæntmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت دلپذیر یا جذاب بودن؛ مکان‌ها یا چیزهایی که جذاب یا دلپذیر هستند؛ عمل استفاده از جادو یا جادوگری؛ حالت تحت تأثیر جادو بودن

عبارات و ترکیب‌ها

magical enchantments

جادوی افسون‌آمیز

enchantments of nature

افسون‌های طبیعت

love enchantments

افسون‌های عشق

enchantments revealed

افسون‌های آشکار شده

dark enchantments

افسون‌های تاریک

enchantments abound

افسون‌ها فراوان هستند

enchantments unfold

افسون‌ها باز می‌شوند

enchantments linger

افسون‌ها باقی می‌مانند

enchantments cast

افسون‌ها انداخته می‌شوند

gentle enchantments

افسون‌های ملایم

جملات نمونه

she cast her enchantments over the audience.

او طلسم‌های خود را بر روی مخاطبان گسترش داد.

the enchantments of the forest captivated us.

طلسم‌های جنگل ما را مجذوب خود کرد.

his words were filled with enchantments.

کلماتش پر از طلسم بود.

the magician performed several enchantments.

جادوگر چندین طلسم اجرا کرد.

there are many enchantments in fairy tales.

در داستان‌های پریان بسیاری از طلسم وجود دارد.

she was under the enchantments of the spell.

او تحت طلسم جادو قرار داشت.

the artist's enchantments brought the painting to life.

طلسم‌های هنرمند نقاشی را زنده کرد.

he spoke of ancient enchantments and legends.

او درباره طلسم‌ها و افسانه‌های باستانی صحبت کرد.

the enchantments of the night sky were breathtaking.

طلسم آسمان شب نفس‌گیر بود.

they believed in the enchantments of nature.

آنها به طلسم‌های طبیعت اعتقاد داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید