encomiastic

[ایالات متحده]/ˌɛn.kəʊˈmɪæs.tɪk/
[بریتانیا]/ˌɛn.kəˈmɪæs.tɪk/

ترجمه

adj. ابراز ستایش یا تحسین

عبارات و ترکیب‌ها

encomiastic speech

سخنرانی ستایشی

encomiastic remarks

اظهارات ستایشی

encomiastic tone

لحن ستایشی

encomiastic tribute

قدردانی ستایشی

encomiastic review

بررسی ستایشی

encomiastic language

زبان ستایشی

encomiastic praise

تعریف و تمجید ستایشی

encomiastic article

مقاله ستایشی

encomiastic evaluation

ارزیابی ستایشی

encomiastic commentary

نظرات ستایشی

جملات نمونه

his encomiastic speech impressed everyone at the ceremony.

سخنرانی ستایشی او تأثیری عمیق بر همه حاضران در مراسم گذاشت.

the author's encomiastic review of the book highlighted its strengths.

نقد ستایشی نویسنده از کتاب نقاط قوت آن را برجسته کرد.

she received encomiastic letters from her colleagues after the project.

او پس از پروژه، نامه‌های ستایشی از همکارانش دریافت کرد.

the film received encomiastic reviews from critics worldwide.

فیلم از منتقدان در سراسر جهان تحسین‌های فراوانی دریافت کرد.

his performance was met with encomiastic applause from the audience.

اجرای او با تشویق‌های ستایشی از سوی تماشاچیان روبرو شد.

they wrote an encomiastic article about the charity's impact.

آنها مقاله‌ای ستایشی در مورد تأثیرات خیریه نوشتند.

the scientist received encomiastic recognition for her groundbreaking research.

دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامش مورد تجلیل و قدردانی فراوان قرار گرفت.

his encomiastic remarks during the meeting uplifted the team's spirit.

اظهارات ستایشی او در طول جلسه، روحیه تیم را بالا برد.

she delivered an encomiastic toast at the wedding reception.

او در مراسم عروسی، مژده‌ای ستایشی ارائه داد.

the book is filled with encomiastic descriptions of the landscape.

این کتاب مملو از توصیفات ستایشی از مناظر طبیعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید