energizing

[ایالات متحده]/ˈɛnədʒaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛnərˌdʒaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انرژی یا زندگی دادن؛ برق دار کردن یا قدرت بخشیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

energizing workout

تمرین انرژی‌زا

energizing morning

صبح پرانرژی

energizing music

موسیقی انرژی‌زا

energizing drink

نوشیدنی انرژی‌زا

energizing environment

محیط انرژی‌زا

energizing experience

تجربه انرژی‌زا

energizing break

استراحت انرژی‌زا

energizing activity

فعالیت انرژی‌زا

energizing session

جلسه انرژی‌زا

energizing challenge

چالش انرژی‌زا

جملات نمونه

starting my day with a jog is energizing.

شروع روز با دویدن، انرژی‌بخش است.

the energizing effects of a good breakfast cannot be underestimated.

اثرات انرژی‌بخش صبحانه خوب را نباید دست کم گرفت.

listening to music can be very energizing.

گوش دادن به موسیقی می‌تواند بسیار انرژی‌بخش باشد.

an energizing workout helps me stay focused.

تمرین ورزشی انرژی‌بخش به من کمک می‌کند تا متمرکز بمانم.

she found the seminar to be quite energizing.

او سمینار را نسبتاً انرژی‌بخش یافت.

the energizing atmosphere at the festival was contagious.

فضای انرژی‌بخش در جشنواره مسری بود.

taking breaks during work can be energizing.

استراحت در طول کار می‌تواند انرژی‌بخش باشد.

yoga can be both relaxing and energizing.

یوگا می‌تواند هم آرامش‌بخش و هم انرژی‌بخش باشد.

the energizing scent of coffee wakes me up.

عطر انرژی‌بخش قهوه من را بیدار می‌کند.

she shared an energizing story that inspired everyone.

او داستانی انرژی‌بخش تعریف کرد که الهام بخش همه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید