| جمع | energizings |
energizing workout
تمرین انرژیزا
energizing morning
صبح پرانرژی
energizing music
موسیقی انرژیزا
energizing drink
نوشیدنی انرژیزا
energizing environment
محیط انرژیزا
energizing experience
تجربه انرژیزا
energizing break
استراحت انرژیزا
energizing activity
فعالیت انرژیزا
energizing session
جلسه انرژیزا
energizing challenge
چالش انرژیزا
starting my day with a jog is energizing.
شروع روز با دویدن، انرژیبخش است.
the energizing effects of a good breakfast cannot be underestimated.
اثرات انرژیبخش صبحانه خوب را نباید دست کم گرفت.
listening to music can be very energizing.
گوش دادن به موسیقی میتواند بسیار انرژیبخش باشد.
an energizing workout helps me stay focused.
تمرین ورزشی انرژیبخش به من کمک میکند تا متمرکز بمانم.
she found the seminar to be quite energizing.
او سمینار را نسبتاً انرژیبخش یافت.
the energizing atmosphere at the festival was contagious.
فضای انرژیبخش در جشنواره مسری بود.
taking breaks during work can be energizing.
استراحت در طول کار میتواند انرژیبخش باشد.
yoga can be both relaxing and energizing.
یوگا میتواند هم آرامشبخش و هم انرژیبخش باشد.
the energizing scent of coffee wakes me up.
عطر انرژیبخش قهوه من را بیدار میکند.
she shared an energizing story that inspired everyone.
او داستانی انرژیبخش تعریف کرد که الهام بخش همه بود.
energizing workout
تمرین انرژیزا
energizing morning
صبح پرانرژی
energizing music
موسیقی انرژیزا
energizing drink
نوشیدنی انرژیزا
energizing environment
محیط انرژیزا
energizing experience
تجربه انرژیزا
energizing break
استراحت انرژیزا
energizing activity
فعالیت انرژیزا
energizing session
جلسه انرژیزا
energizing challenge
چالش انرژیزا
starting my day with a jog is energizing.
شروع روز با دویدن، انرژیبخش است.
the energizing effects of a good breakfast cannot be underestimated.
اثرات انرژیبخش صبحانه خوب را نباید دست کم گرفت.
listening to music can be very energizing.
گوش دادن به موسیقی میتواند بسیار انرژیبخش باشد.
an energizing workout helps me stay focused.
تمرین ورزشی انرژیبخش به من کمک میکند تا متمرکز بمانم.
she found the seminar to be quite energizing.
او سمینار را نسبتاً انرژیبخش یافت.
the energizing atmosphere at the festival was contagious.
فضای انرژیبخش در جشنواره مسری بود.
taking breaks during work can be energizing.
استراحت در طول کار میتواند انرژیبخش باشد.
yoga can be both relaxing and energizing.
یوگا میتواند هم آرامشبخش و هم انرژیبخش باشد.
the energizing scent of coffee wakes me up.
عطر انرژیبخش قهوه من را بیدار میکند.
she shared an energizing story that inspired everyone.
او داستانی انرژیبخش تعریف کرد که الهام بخش همه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید