motivate

[ایالات متحده]/ˈməʊtɪveɪt/
[بریتانیا]/ˈmoʊtɪveɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحریک کردن؛ الهام بخشیدن به اشتیاق.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریmotivating
زمان گذشتهmotivated
قسمت سوم فعلmotivated
شکل سوم شخص مفردmotivates

جملات نمونه

a highly motivated group of workers

گروهی از کارگران بسیار با انگیزه

The attack was racially motivated.

حمله از نظر نژادی تحت تأثیر قرار گرفت.

the idea was motivated by political considerations.

ایده تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار داشت.

it is the teacher's job to motivate the child at school.

وظیفه معلم این است که کودک را در مدرسه تشویق کند.

to motivate the child to learn new words

برای تشویق کودک به یادگیری کلمات جدید

He is motivated by good intentions.

او با نیت خوب با انگیزه است.

the manager had lost his ability to motivate the players.

مدیر توانایی تشویق بازیکنان را از دست داده بود.

he was primarily motivated by the desire for profit.

او عمدتاً با میل به سود با انگیزه بود.

she's a very independent self-motivated individual.

او یک فرد بسیار مستقل و خودانگیخته است.

Examinations do not motivate a student to seek more knowledge.

امتحانات باعث نمی‌شود دانش‌آموز برای کسب دانش بیشتر تلاش کند.

You have first got to motivate the children and then to teach them.

ابتدا باید کودکان را تشویق کرد و سپس به آنها آموزش داد.

Everything she does is motivated only by a desire for money.

همه کارهایی که انجام می‌دهد فقط با میل به پول با انگیزه است.

It is generally accepted that people are motivated by success.

به طور کلی پذیرفته شده است که مردم با موفقیت با انگیزه هستند.

the poor performer is motivated by the fear that he or she is highly disposable.

عملگر ضعیف با ترس از اینکه به راحتی قابل دور ریختن است، با انگیزه است.

he said he would motivate funds to upgrade the food stalls.

او گفت که بودجه را برای ارتقای غرفه های غذا تشویق خواهد کرد.

I'm not motivated by money, otherwise I would have quit.

من با پول با انگیزه نیستم، در غیر این صورت استعفا می دادم.

Wendy is the real live wire of the department who motivates all the others.

وندی سیم زنده واقعی بخش است که همه دیگران را تشویق می کند.

No one really knows what motivated him to do so.

هیچ کس واقعاً نمی‌داند چه چیزی او را به انجام آن ترغیب کرد.

Employees are motivated to work harder for a whole host of different reasons.

کارمندان به دلایل مختلفی با انگیزه بیشتری برای کار بیشتر تلاش می‌کنند.

although their individual biographies are different, both are motivated by a similar ambition.

اگرچه سوابق فردی آنها متفاوت است، اما هر دو با یک جاه طلبی مشابه با انگیزه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید