energizings

[ایالات متحده]/ˈɛnədʒaɪzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɛnərˌdʒaɪzɪŋz/

ترجمه

v. عمل انرژی بخشیدن یا انگیزه دادن؛ فرآیند تأمین انرژی الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

energizings activities

فعالیت‌های انرژی‌زا

energizings moments

لحظات انرژی‌زا

energizings experiences

تجربیات انرژی‌زا

energizings routines

روتین‌های انرژی‌زا

energizings practices

تمرینات انرژی‌زا

energizings sessions

جلسات انرژی‌زا

energizings environments

محیط‌های انرژی‌زا

energizings strategies

استراتژی‌های انرژی‌زا

energizings ideas

ایده‌های انرژی‌زا

energizings teams

تیم‌های انرژی‌زا

جملات نمونه

her energizings during the meeting kept everyone engaged.

عملکرد او در طول جلسه باعث شد همه درگیر بمانند.

we need some energizings to boost our team spirit.

ما به کمی انرژی نیاز داریم تا روحیه تیم خود را تقویت کنیم.

the energizings from the coach inspired the players.

انرژی مربی بازیکنان را الهام بخشید.

morning workouts serve as energizings for my day.

تمرینات صبح من به عنوان انرژی بخش برای روز من عمل می کنند.

her speech was full of energizings that motivated the audience.

سخنرانی او مملو از انرژی هایی بود که مخاطبان را تشویق کرد.

we should incorporate energizings into our daily routine.

ما باید انرژی ها را در برنامه روزانه خود بگنجانیم.

his energizings helped the team overcome challenges.

انرژی او به تیم کمک کرد تا بر چالش ها غلبه کند.

participating in community service can be great energizings.

شرکت در خدمات اجتماعی می تواند انرژی بخش باشد.

she shared energizings that transformed the workplace atmosphere.

او انرژی هایی را به اشتراک گذاشت که فضای کار را متحول کرد.

finding new hobbies can provide energizings for your life.

پیدا کردن سرگرمی های جدید می تواند انرژی هایی را برای زندگی شما فراهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید