enervates

[ایالات متحده]/ˈɛnəveɪts/
[بریتانیا]/ˈɛnərˌveɪts/

ترجمه

v. ضعیف کردن یا کاهش دادن نیروی حیات

عبارات و ترکیب‌ها

enervates the spirit

تحریک روح

enervates the body

تحریک بدن

enervates one's will

تحریک اراده

enervates the mind

تحریک ذهن

enervates our energy

تحریک انرژی ما

enervates physical strength

تحریک قدرت بدنی

enervates emotional resilience

تحریک تاب آوری عاطفی

enervates natural instincts

تحریک غرایز طبیعی

enervates creative energy

تحریک انرژی خلاقانه

enervates mental clarity

تحریک وضوح ذهنی

جملات نمونه

the long meeting enervates everyone involved.

جلسه طولانی باعث ضعف و سستی همه افراد درگیر می‌شود.

her constant complaints enervate the team spirit.

شکایات مداوم او باعث تضعیف روحیه گروهی می‌شود.

lack of sleep enervates both the body and mind.

کمبود خواب باعث ضعف هم جسم و هم روح می‌شود.

the heat enervates even the most active individuals.

گرما حتی افراد پرانرژی را نیز تضعیف می‌کند.

excessive work hours can enervate your productivity.

ساعات کاری طولانی می‌تواند بهره‌وری شما را کاهش دهد.

stress enervates your ability to focus on tasks.

استرس توانایی شما را برای تمرکز بر روی وظایف کاهش می‌دهد.

the monotonous routine enervates his enthusiasm for work.

روتین یکنواخت شور و اشتیاق او را برای کار تضعیف می‌کند.

negative feedback can enervate a person's confidence.

بازخورد منفی می‌تواند اعتماد به نفس یک فرد را کاهش دهد.

long periods of inactivity enervate the muscles.

دوره‌های طولانی بی‌تحرکی باعث ضعف عضلات می‌شود.

overthinking can enervate your mental clarity.

تفکر بیش از حد می‌تواند وضوح ذهنی شما را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید