dictates

[ایالات متحده]/dɪkˈteɪts/
[بریتانیا]/dɪkˈteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفارشات، مقررات، تقاضاها
v. با صدای بلند صحبت می‌کند یا می‌خواند؛ دیکته می‌کند؛ کنترل می‌کند؛ دیکته می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

life dictates

زندگی تعیین می‌کند

fate dictates

سرنوشت تعیین می‌کند

time dictates

زمان تعیین می‌کند

nature dictates

طبیعت تعیین می‌کند

policy dictates

سیاست تعیین می‌کند

law dictates

قانون تعیین می‌کند

circumstances dictate

شرایط تعیین می کند

market dictates

بازار تعیین می‌کند

experience dictates

تجربه تعیین می‌کند

culture dictates

فرهنگ تعیین می‌کند

جملات نمونه

the law dictates that all citizens must pay taxes.

قانون مقرر می‌کند که همه شهروندان باید مالیات پرداخت کنند.

his experience dictates his approach to the project.

تجربه او نحوه برخورد او با پروژه را تعیین می‌کند.

the teacher dictates the rules of the classroom.

معلم قوانین کلاس را تعیین می‌کند.

market trends dictate the prices of goods.

روندهای بازار قیمت کالاها را تعیین می‌کنند.

the situation dictates that we must act quickly.

شرایط حکم می‌کند که ما باید سریع عمل کنیم.

her health condition dictates her daily routine.

وضعیت سلامتی او برنامه روزانه او را تعیین می‌کند.

company policies dictate employee behavior.

سیاست‌های شرکت رفتار کارکنان را تعیین می‌کند.

tradition dictates how we celebrate the festival.

رسوم تعیین می‌کند که چگونه جشن می‌گیریم.

his emotions often dictate his decisions.

احساسات او اغلب تصمیمات او را تعیین می‌کنند.

government regulations dictate the use of resources.

مقررات دولتی نحوه استفاده از منابع را تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید