life dictates
زندگی تعیین میکند
fate dictates
سرنوشت تعیین میکند
time dictates
زمان تعیین میکند
nature dictates
طبیعت تعیین میکند
policy dictates
سیاست تعیین میکند
law dictates
قانون تعیین میکند
circumstances dictate
شرایط تعیین می کند
market dictates
بازار تعیین میکند
experience dictates
تجربه تعیین میکند
culture dictates
فرهنگ تعیین میکند
the law dictates that all citizens must pay taxes.
قانون مقرر میکند که همه شهروندان باید مالیات پرداخت کنند.
his experience dictates his approach to the project.
تجربه او نحوه برخورد او با پروژه را تعیین میکند.
the teacher dictates the rules of the classroom.
معلم قوانین کلاس را تعیین میکند.
market trends dictate the prices of goods.
روندهای بازار قیمت کالاها را تعیین میکنند.
the situation dictates that we must act quickly.
شرایط حکم میکند که ما باید سریع عمل کنیم.
her health condition dictates her daily routine.
وضعیت سلامتی او برنامه روزانه او را تعیین میکند.
company policies dictate employee behavior.
سیاستهای شرکت رفتار کارکنان را تعیین میکند.
tradition dictates how we celebrate the festival.
رسوم تعیین میکند که چگونه جشن میگیریم.
his emotions often dictate his decisions.
احساسات او اغلب تصمیمات او را تعیین میکنند.
government regulations dictate the use of resources.
مقررات دولتی نحوه استفاده از منابع را تعیین میکند.
life dictates
زندگی تعیین میکند
fate dictates
سرنوشت تعیین میکند
time dictates
زمان تعیین میکند
nature dictates
طبیعت تعیین میکند
policy dictates
سیاست تعیین میکند
law dictates
قانون تعیین میکند
circumstances dictate
شرایط تعیین می کند
market dictates
بازار تعیین میکند
experience dictates
تجربه تعیین میکند
culture dictates
فرهنگ تعیین میکند
the law dictates that all citizens must pay taxes.
قانون مقرر میکند که همه شهروندان باید مالیات پرداخت کنند.
his experience dictates his approach to the project.
تجربه او نحوه برخورد او با پروژه را تعیین میکند.
the teacher dictates the rules of the classroom.
معلم قوانین کلاس را تعیین میکند.
market trends dictate the prices of goods.
روندهای بازار قیمت کالاها را تعیین میکنند.
the situation dictates that we must act quickly.
شرایط حکم میکند که ما باید سریع عمل کنیم.
her health condition dictates her daily routine.
وضعیت سلامتی او برنامه روزانه او را تعیین میکند.
company policies dictate employee behavior.
سیاستهای شرکت رفتار کارکنان را تعیین میکند.
tradition dictates how we celebrate the festival.
رسوم تعیین میکند که چگونه جشن میگیریم.
his emotions often dictate his decisions.
احساسات او اغلب تصمیمات او را تعیین میکنند.
government regulations dictate the use of resources.
مقررات دولتی نحوه استفاده از منابع را تعیین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید