enjoyably entertaining
سرگرمکننده لذتبخش
enjoyably simple
به سادگی لذتبخش
enjoyably fun
سرگرمکننده و لذتبخش
enjoyably relaxing
آرامشبخش و لذتبخش
enjoyably tasty
لذیذ و لذتبخش
enjoyably friendly
دوستانه و لذتبخش
enjoyably active
فعال و لذتبخش
enjoyably rich
غنی و لذتبخش
enjoyably vibrant
پر جنب و جوش و لذتبخش
enjoyably engaging
جذاب و لذتبخش
we enjoyed the picnic enjoyably under the sun.
ما پیک نیک را به طور دلپذیر و زیر نور خورشید از آن لذت بردیم.
the children played enjoyably in the park.
کودکان به طور دلپذیر در پارک بازی کردند.
she read her book enjoyably by the fireplace.
او کتابش را به طور دلپذیر کنار شومینه خواند.
we enjoyably watched the sunset together.
ما غروب خورشید را با هم به طور دلپذیر تماشا کردیم.
the concert was enjoyably entertaining.
اجرا به طور دلپذیر سرگرم کننده بود.
they enjoyably shared stories around the campfire.
آنها داستان ها را به طور دلپذیر در کنار آتش درست کردند.
he enjoyably cooked dinner for his friends.
او شام را به طور دلپذیر برای دوستانش پخت.
we enjoyably explored the city on foot.
ما شهر را به طور دلپذیر پیاده گشتیم.
the game was enjoyably challenging.
بازی به طور دلپذیر چالش برانگیز بود.
she enjoyably listened to her favorite music.
او به طور دلپذیر به موسیقی مورد علاقه خود گوش داد.
enjoyably entertaining
سرگرمکننده لذتبخش
enjoyably simple
به سادگی لذتبخش
enjoyably fun
سرگرمکننده و لذتبخش
enjoyably relaxing
آرامشبخش و لذتبخش
enjoyably tasty
لذیذ و لذتبخش
enjoyably friendly
دوستانه و لذتبخش
enjoyably active
فعال و لذتبخش
enjoyably rich
غنی و لذتبخش
enjoyably vibrant
پر جنب و جوش و لذتبخش
enjoyably engaging
جذاب و لذتبخش
we enjoyed the picnic enjoyably under the sun.
ما پیک نیک را به طور دلپذیر و زیر نور خورشید از آن لذت بردیم.
the children played enjoyably in the park.
کودکان به طور دلپذیر در پارک بازی کردند.
she read her book enjoyably by the fireplace.
او کتابش را به طور دلپذیر کنار شومینه خواند.
we enjoyably watched the sunset together.
ما غروب خورشید را با هم به طور دلپذیر تماشا کردیم.
the concert was enjoyably entertaining.
اجرا به طور دلپذیر سرگرم کننده بود.
they enjoyably shared stories around the campfire.
آنها داستان ها را به طور دلپذیر در کنار آتش درست کردند.
he enjoyably cooked dinner for his friends.
او شام را به طور دلپذیر برای دوستانش پخت.
we enjoyably explored the city on foot.
ما شهر را به طور دلپذیر پیاده گشتیم.
the game was enjoyably challenging.
بازی به طور دلپذیر چالش برانگیز بود.
she enjoyably listened to her favorite music.
او به طور دلپذیر به موسیقی مورد علاقه خود گوش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید