enlightenments

[ایالات متحده]/[ɪnˈlaɪtnmənts]/
[بریتانیا]/[ɪnˈlaɪtnmənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه‌هایی از روشنگری؛ لحظاتی از درک؛ حالتی از روشنگری؛ درکی که چیزی را روشن می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

seek enlightenments

جستجوی روشنگری

share enlightenments

اشتراک گذاری روشنگری

gained enlightenments

روشنگری به دست آمده

further enlightenments

روشنگری بیشتر

personal enlightenments

روشنگری شخصی

spiritual enlightenments

روشنگری معنوی

deep enlightenments

روشنگری عمیق

new enlightenments

روشنگری جدید

finding enlightenments

یافتن روشنگری

promote enlightenments

ترویج روشنگری

جملات نمونه

the spiritual retreat led to profound enlightenments for many participants.

بازگشت معنوی منجر به روشنگری‌های عمیق برای بسیاری از شرکت‌کنندگان شد.

his years of research culminated in several key enlightenments about the universe.

سال‌ها تحقیق او به روشنگری‌های کلیدی در مورد جهان منجر شد.

she shared her personal enlightenments on overcoming adversity with the group.

او روشنگری‌های شخصی خود در مورد غلبه بر سختی‌ها را با گروه به اشتراک گذاشت.

the philosopher's teachings offered numerous enlightenments on the nature of existence.

آموزه‌های فیلسوف، روشنگری‌های متعددی در مورد ماهیت وجود ارائه می‌کرد.

through meditation, he experienced sudden enlightenments about his life's purpose.

از طریق مراقبه، او ناگهان روشنگری‌هایی در مورد هدف زندگی خود تجربه کرد.

the author's new book explores the enlightenments gained from years of travel.

کتاب جدید نویسنده، روشنگری‌هایی را که از سال‌ها سفر به دست آمده‌اند، بررسی می‌کند.

the workshop provided a space for participants to share their enlightenments.

کارگاه فضایی برای شرکت‌کنندگان فراهم کرد تا روشنگری‌های خود را به اشتراک بگذارند.

the student's final thesis presented surprising enlightenments regarding the historical data.

رساله نهایی دانشجو، روشنگری‌های غافلگیرکننده‌ای در مورد داده‌های تاریخی ارائه داد.

the film offered subtle enlightenments about the complexities of human relationships.

فیلم، روشنگری‌های ظریفی در مورد پیچیدگی‌های روابط انسانی ارائه می‌کرد.

he documented his daily reflections and the enlightenments that followed.

او بازتاب‌های روزانه و روشنگری‌هایی که پس از آن دنبال شد را مستند کرد.

the artist sought to convey spiritual enlightenments through their abstract paintings.

هنرمند به دنبال انتقال روشنگری‌های معنوی از طریق نقاشی‌های انتزاعی خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید