enlist

[ایالات متحده]/ɪnˈlɪst/
[بریتانیا]/ɪnˈlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به ارتش پیوستن; داوطلب شدن; حمایت کردن
vt. استخدام کردن; باعث پیوستن به ارتش شدن; درخواست حمایت یا کمک کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردenlists
صفت یا فعل حال استمراریenlisting
زمان گذشتهenlisted
قسمت سوم فعلenlisted

عبارات و ترکیب‌ها

enlistment process

فرآیند ثبت نام

enlistment requirements

الزامات ثبت نام

enlist in

ثبت نام در

جملات نمونه

enlist as a volunteer

به عنوان داوطلب ثبت نام کنید

enlist men for the army

مردان را برای ارتش ثبت نام کنید

enlist sb. in a movement

کسی را در یک جنبش ثبت نام کنید

enlist for military service

برای خدمت نظامی ثبت نام کنید

enlist the support of

حمایت از را به دست آورد

enlist sb.'s sympathy and help

همدردی و کمک کسی را به دست آورد

Can I enlist your help?

آیا می توانم از شما کمک بگیرم؟

the company enlisted the help of independent consultants.

شرکت از کمک مشاوران مستقل استفاده کرد.

enlist under the banner of revolution

تحت پرچم انقلاب ثبت نام کنید

"According to the law, a young man should enlist when he is 18."

"طبق قانون، یک مرد جوان باید در سن 18 سالگی ثبت نام کند."

Churches needed to be enlisted into the campaign to make rural life more attractive and agriculture more productive by preaching the “social gospel” and becoming larger and interdenominational.

کلیساهای نیاز داشتند به این کمپین ملحق شوند تا زندگی روستایی را جذاب تر و کشاورزی را با آموزش "انجیل اجتماعی" و بزرگتر و بین الادیان، تولیدی تر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید