enthrallment

[ایالات متحده]/ɪnˈθrɔːlmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈθrɔlmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مجذوب یا افسون شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure enthrallment

غرقگی محض

enthrallment of nature

جذابیت طبیعت

enthrallment of art

جذابیت هنر

enthrallment in stories

جذابیت در داستان‌ها

enthrallment by music

جذابیت با موسیقی

enthrallment through dance

جذابیت از طریق رقص

enthrallment with literature

جذابیت با ادبیات

enthrallment in dreams

جذابیت در رویاها

جملات نمونه

his enthrallment with the magic show was evident.

عشق و علاقه او به نمایش جادویی آشکار بود.

the children's enthrallment with the story kept them quiet.

علاقه کودکان به داستان باعث شد آنها ساکت بمانند.

her enthrallment in the dance performance was contagious.

علاقه او به اجرای رقص مسری بود.

the artist's enthrallment with nature inspired his paintings.

علاقه هنرمند به طبیعت الهام‌بخش نقاشی‌های او شد.

he felt a deep enthrallment for the music that played.

او احساس علاقه عمیقی به موسیقی که پخش می شد کرد.

her enthrallment with the novel led her to read all night.

علاقه او به رمان باعث شد او تمام شب مطالعه کند.

the enthrallment of the audience was palpable during the concert.

علاقه مخاطبان در طول کنسرت قابل لمس بود.

his enthrallment with history made him a great teacher.

علاقه او به تاریخ او را به یک معلم بزرگ تبدیل کرد.

she expressed her enthrallment with the landscape through photography.

او علاقه خود به منظره را از طریق عکاسی بیان کرد.

the enthrallment of the film kept viewers on the edge of their seats.

علاقه فیلم بینندگان را در لبه صندلی هایشان نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید