enthusiasms

[ایالات متحده]/ɪnˈθjuːziæzəmz/
[بریتانیا]/ɪnˈθuziˌæzəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لذت یا علاقه شدید و مشتاقانه؛ چیزها یا افرادی که هیجان زیادی را الهام می‌بخشند

عبارات و ترکیب‌ها

shared enthusiasms

اشتیاق‌های مشترک

personal enthusiasms

اشتیاق‌های شخصی

common enthusiasms

اشتیاق‌های رایج

varied enthusiasms

اشتیاق‌های متنوع

youthful enthusiasms

اشتیاق‌های جوانی

creative enthusiasms

اشتیاق‌های خلاقانه

renewed enthusiasms

اشتیاق‌های تجدید شده

team enthusiasms

اشتیاق‌های تیمی

collective enthusiasms

اشتیاق‌های جمعی

جملات نمونه

her enthusiasms for art and music are infectious.

اشتیاق او به هنر و موسیقی مسری است.

he pursued his enthusiasms with great dedication.

او با تعهد فراوان به دنبال اشتیاق های خود بود.

they shared their enthusiasms for travel during the meeting.

آنها اشتیاق خود را برای سفر در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.

her enthusiasms often inspire those around her.

اشتیاق او اغلب الهام بخش اطرافیانش است.

he has many enthusiasms, including hiking and photography.

او اشتیاق های زیادی دارد، از جمله پیاده‌روی و عکاسی.

his enthusiasms for science led him to become a researcher.

اشتیاق او به علم باعث شد محقق شود.

she encourages her students to explore their own enthusiasms.

او از دانش آموزانش می خواهد اشتیاق های خود را کشف کنند.

the festival celebrated various enthusiasms within the community.

جشنواره اشتیاق های مختلف را در جامعه گرامی داشت.

his enthusiasms for technology are evident in his projects.

اشتیاق او به فناوری در پروژه هایش آشکار است.

finding new enthusiasms can be refreshing and motivating.

پیدا کردن اشتیاق های جدید می تواند نو و الهام بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید