shared enthusiasms
اشتیاقهای مشترک
personal enthusiasms
اشتیاقهای شخصی
common enthusiasms
اشتیاقهای رایج
varied enthusiasms
اشتیاقهای متنوع
youthful enthusiasms
اشتیاقهای جوانی
creative enthusiasms
اشتیاقهای خلاقانه
renewed enthusiasms
اشتیاقهای تجدید شده
team enthusiasms
اشتیاقهای تیمی
collective enthusiasms
اشتیاقهای جمعی
her enthusiasms for art and music are infectious.
اشتیاق او به هنر و موسیقی مسری است.
he pursued his enthusiasms with great dedication.
او با تعهد فراوان به دنبال اشتیاق های خود بود.
they shared their enthusiasms for travel during the meeting.
آنها اشتیاق خود را برای سفر در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.
her enthusiasms often inspire those around her.
اشتیاق او اغلب الهام بخش اطرافیانش است.
he has many enthusiasms, including hiking and photography.
او اشتیاق های زیادی دارد، از جمله پیادهروی و عکاسی.
his enthusiasms for science led him to become a researcher.
اشتیاق او به علم باعث شد محقق شود.
she encourages her students to explore their own enthusiasms.
او از دانش آموزانش می خواهد اشتیاق های خود را کشف کنند.
the festival celebrated various enthusiasms within the community.
جشنواره اشتیاق های مختلف را در جامعه گرامی داشت.
his enthusiasms for technology are evident in his projects.
اشتیاق او به فناوری در پروژه هایش آشکار است.
finding new enthusiasms can be refreshing and motivating.
پیدا کردن اشتیاق های جدید می تواند نو و الهام بخش باشد.
shared enthusiasms
اشتیاقهای مشترک
personal enthusiasms
اشتیاقهای شخصی
common enthusiasms
اشتیاقهای رایج
varied enthusiasms
اشتیاقهای متنوع
youthful enthusiasms
اشتیاقهای جوانی
creative enthusiasms
اشتیاقهای خلاقانه
renewed enthusiasms
اشتیاقهای تجدید شده
team enthusiasms
اشتیاقهای تیمی
collective enthusiasms
اشتیاقهای جمعی
her enthusiasms for art and music are infectious.
اشتیاق او به هنر و موسیقی مسری است.
he pursued his enthusiasms with great dedication.
او با تعهد فراوان به دنبال اشتیاق های خود بود.
they shared their enthusiasms for travel during the meeting.
آنها اشتیاق خود را برای سفر در طول جلسه به اشتراک گذاشتند.
her enthusiasms often inspire those around her.
اشتیاق او اغلب الهام بخش اطرافیانش است.
he has many enthusiasms, including hiking and photography.
او اشتیاق های زیادی دارد، از جمله پیادهروی و عکاسی.
his enthusiasms for science led him to become a researcher.
اشتیاق او به علم باعث شد محقق شود.
she encourages her students to explore their own enthusiasms.
او از دانش آموزانش می خواهد اشتیاق های خود را کشف کنند.
the festival celebrated various enthusiasms within the community.
جشنواره اشتیاق های مختلف را در جامعه گرامی داشت.
his enthusiasms for technology are evident in his projects.
اشتیاق او به فناوری در پروژه هایش آشکار است.
finding new enthusiasms can be refreshing and motivating.
پیدا کردن اشتیاق های جدید می تواند نو و الهام بخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید