epitome

[ایالات متحده]/ɪˈpɪtəmi/
[بریتانیا]/ɪˈpɪtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که نمونه‌ی کاملی از یک کیفیت یا نوع خاص است؛ یک خلاصه یا چکیده؛ یک نماد که نمایانگر یک کیفیت خاص است.
Word Forms
جمعepitomes

عبارات و ترکیب‌ها

epitome of beauty

نماد زیبایی

epitome of success

نماد موفقیت

epitome of elegance

نماد وقار

جملات نمونه

She is the epitome of elegance and grace.

او تجسم شیک و وقار و ظرافت است.

His behavior is the epitome of rudeness.

رفتار او تجسم بی ادبی است.

The luxury car is the epitome of wealth and status.

ماشین لوکس تجسم ثروت و مقام است.

The designer dress is the epitome of style and sophistication.

لباس طراحی شده تجسم سبک و ظرافت است.

The ancient ruins are the epitome of history and culture.

آثار باستانی تجسم تاریخ و فرهنگ است.

His actions are the epitome of bravery and heroism.

اقدامات او تجسم شجاعت و قهرمانی است.

The grand library is the epitome of knowledge and learning.

کتابخانه بزرگ تجسم دانش و یادگیری است.

Her kindness is the epitome of compassion and empathy.

مهربانی او تجسم شفقت و همدلی است.

The skyscraper is the epitome of modern architecture and innovation.

برج آسمان‌خراش تجسم معماری مدرن و نوآوری است.

Their love story is the epitome of romance and passion.

داستان عشق آنها تجسم رمانتیک و اشتیاق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید