escalated

[ایالات متحده]/ˈɛskəleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɛskəleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج افزایش یافتن; به تدریج گسترش یافتن; بالاتر رفتن; بزرگتر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

escalated conflict

درگیری تشدید شده

escalated tensions

افزایش تنش‌ها

escalated situation

تشدید وضعیت

escalated violence

تشدید خشونت

escalated costs

افزایش هزینه‌ها

escalated response

پاسخگویی تشدید شده

escalated risks

افزایش ریسک‌ها

escalated issues

افزایش مشکلات

escalated demands

افزایش خواسته‌ها

escalated negotiations

تشدید مذاکرات

جملات نمونه

the conflict has escalated beyond control.

درگیری از کنترل خارج شده است.

her anger escalated after the argument.

خشم او پس از بحث تشدید شد.

the situation escalated quickly during the protest.

وضعیت به سرعت در طول اعتراضات تشدید شد.

the debate escalated into a heated argument.

بحث به یک بحث داغ تبدیل شد.

the company's issues escalated due to poor management.

مشکلات شرکت به دلیل مدیریت ضعیف تشدید شد.

his minor complaints escalated into major issues.

شکایات جزئی او به مشکلات بزرگ تبدیل شد.

violence escalated in the region after the attack.

خشونت پس از حمله در منطقه تشدید شد.

her stress levels escalated with the approaching deadline.

سطح استرس او با نزدیک شدن به مهلت مقرر افزایش یافت.

the negotiations escalated as both sides refused to compromise.

مذاکرات تشدید شد زیرا هر دو طرف از مصالحه امتناع کردند.

the issue escalated into a full-blown crisis.

این موضوع به بحرانی تمام عیار تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید