escaramuza

[ایالات متحده]/ˌeskærəˈmuːzə/
[بریتانیا]/ˌɛskɑːrɑːˈmuːzɑː/

ترجمه

n. یک درگیری کوتاه و غیررسمی بین گروه‌های کوچک یا افراد؛ یک رقص فولکلوریک مکزیکی سنتی که حركات پر انرژی و رقص‌های مرتبط با نیروی نظامی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

a brief escaramuza

یک اسکراموزا کوتاه

political escaramuza

اسکراموزا سیاسی

the escaramuza erupts

اسکراموزا آغاز می‌شود

violent escaramuza

اسکراموزا خشونت‌بار

their escaramuza continues

اسکراموزای آن‌ها ادامه می‌یابد

this escaramuza ends

این اسکراموزا پایان می‌یابد

heated escaramuza

اسکراموزا گرم

an escaramuza breaks out

یک اسکراموزا اتفاق می‌افتد

verbal escaramuzas

اسکراموزاهای لفظی

final escaramuza

اسکراموزای نهایی

جملات نمونه

the two politicians engaged in a heated escaramuza during the debate, exchanging sharp accusations.

دو سیاستمدار در میان بحث با یکدیگر درگیر یک جدال گرم شدند و با اتهامات تیز به یکدیگر پرتاب کردند.

border guards reported a brief escaramuza with smugglers near the river crossing.

نیروی انتظامی مرزی گزارش دادند که یک جدال کوتاه با قاچاقچیان در نزدیکی عبور رودخانه رخ داد.

the diplomatic escaramuza between the neighboring countries escalated tensions in the region.

جدال دیپلماتیک بین کشورهای همسایه تنش‌ها در منطقه را افزایش داد.

his latest article triggered an intellectual escaramuza among scholars worldwide.

مقاله جدید او یک جدال فکری بین دانشمندان در سراسر جهان ایجاد کرد.

the escaramuza in the marketplace left several vendors injured and goods scattered.

جدال در بازار باعث زخم دیدن چند فروشنده و پراکنده شدن کالاها شد.

social media has become the primary battleground for today's political escaramuzas.

شبکه‌های اجتماعی به عنوان زمینه اصلی جدال‌های سیاسی امروز تبدیل شده‌اند.

the verbal escaramuza between the two commentators lasted nearly an hour on live television.

جدال لفظی بین دو کامنتاتور در تلویزیون زنده تقریباً یک ساعت طول کشید.

historians documented the escaramuza as a precursor to the larger conflict that followed.

تاریخ‌نویسان جدال را به عنوان پیش‌زمینه‌ای برای درگیری بزرگ‌تری که پس از آن رخ داد، ثبت کردند.

only a minor escaramuza occurred before the peace talks resumed successfully.

قبل از بازگشت موفق به مذاکرات صلح، تنها یک جدال کوچک رخ داد.

the literary escaramuza between the two famous writers captivated readers for months.

جدال ادبی بین دو نویسنده معروف خوانندگان را به مدت چند ماه مشغول کرد.

security forces quickly ended the escaramuza at the embassy gates without casualties.

نیروهای امنیتی جدال را در درب سفارت به سرعت پایان دادند بدون اینکه هیچ کس زخمی بگیرد.

the sudden escaramuza caught everyone by surprise, interrupting the peaceful demonstration.

جدال ناگهانی همه را با حیرت می‌گیرد و نمایش آرامش را متوقف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید