truce

[ایالات متحده]/truːs/
[بریتانیا]/truːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توقف موقتی جنگ؛ توافق یا معاهده‌ای برای توقف جنگ
vt. پایان دادن به جنگ با آتش‌بس؛ متوقف کردن بحث
vi. به آتش‌بس رسیدن؛ متوقف کردن جنگ
Word Forms
جمعtruces

عبارات و ترکیب‌ها

declare a truce

اعلام آتش‌بس

negotiate a truce

مذاکره برای آتش‌بس

جملات نمونه

the 30-day truce is renewable by mutual agreement.

توافق آتش‌بس 30 روزه قابل تمدید توسط توافق متقابل است.

a truce between two warring sides

توافق آتش‌بس بین دو طرف درگیر

A truce was declared between the two armies.

توافق آتش‌بس بین دو ارتش اعلام شد.

A temporary truce had been reached earlier that year.

یک آتش بس موقت در آن سال زودتر حاصل شده بود.

The hot weather gave the old man a truce from rheumatism.

هوای گرم به پیرمرد وقفه ای از روماتیسم داد.

tried to arrange a truce between the belligerent nations), or it may refer to a tendency to hostile behavior (

سعی کرد صلح بین کشورهای تهاجمی را برقرار کند)، یا ممکن است به تمایلی به رفتار خصمانه اشاره داشته باشد (

Our enemy has greatly strengthened during the truce talks.

در طول مذاکرات آتش‌بس، دشمن ما به طور قابل توجهی تقویت شده است.

She would willingly forgo a birthday treat if only her warring parents would declare a truce.

او حاضر بود به میل خود یک هدیه تولد را کنار بگذارد، اگر فقط والدین جنگجویشان آتش‌بس اعلام می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید