| شکل سوم شخص مفرد | skirmishes |
| صفت یا فعل حال استمراری | skirmishing |
| قسمت سوم فعل | skirmished |
| زمان گذشته | skirmished |
| جمع | skirmishes |
military skirmish
درگیری نظامی
brief skirmish
درگیری کوتاه
there was a skirmish over the budget.
درگیری بر سر بودجه وجود داشت.
There had been a skirmish in the half light of dawn.
در روشنایی کم سپیده دم درگیری رخ داده بود.
reports of skirmishing along the border.
گزارشهایی از درگیری در امتداد مرز.
a skirmish over the rules before the debate began.
یک درگیری بر سر قوانین قبل از شروع بحث.
the struggle started with skirmishes and some scattered gunplay.
درگیری با درگیریها و تیراندازی پراکنده آغاز شد.
In a straight fight the crusaders usually won; in skirmishes, the Saracens often overcame their more numerous opponents.
در یک نبرد مستقیم، مسیحیان جنگجو معمولاً پیروز میشدند؛ در درگیریهای پراکنده، صحراییان اغلب بر دشمنان بیشتر خود غلبه مییافتند.
military skirmish
درگیری نظامی
brief skirmish
درگیری کوتاه
there was a skirmish over the budget.
درگیری بر سر بودجه وجود داشت.
There had been a skirmish in the half light of dawn.
در روشنایی کم سپیده دم درگیری رخ داده بود.
reports of skirmishing along the border.
گزارشهایی از درگیری در امتداد مرز.
a skirmish over the rules before the debate began.
یک درگیری بر سر قوانین قبل از شروع بحث.
the struggle started with skirmishes and some scattered gunplay.
درگیری با درگیریها و تیراندازی پراکنده آغاز شد.
In a straight fight the crusaders usually won; in skirmishes, the Saracens often overcame their more numerous opponents.
در یک نبرد مستقیم، مسیحیان جنگجو معمولاً پیروز میشدند؛ در درگیریهای پراکنده، صحراییان اغلب بر دشمنان بیشتر خود غلبه مییافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید