ex-spouse

[ایالات متحده]/[ˌeks.spəʊs]/
[بریتانیا]/[ˌeks.spɔːs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر سابق؛ شوهر یا همسر قبلی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ex-spouse support

حمایت از همسر سابق

meet ex-spouses

دیدار با همسران سابق

remarrying ex-spouse

ازدواج مجدد با همسر سابق

ex-spouses’ rights

حقوق همسران سابق

dating ex-spouse

قرار با همسر سابق

support ex-spouse

حمایت از همسر سابق

divorced ex-spouse

همسر سابق طلاق گرفته

new ex-spouse

همسر سابق جدید

protect ex-spouse

محافظت از همسر سابق

find ex-spouses

پیدا کردن همسران سابق

جملات نمونه

my ex-spouse and i are trying to maintain a cordial relationship for our children.

من و همسر سابقم در تلاش هستیم رابطه‌ای دوستانه برای فرزندانمان حفظ کنیم.

navigating the legal proceedings with an ex-spouse can be incredibly stressful.

کشیدن امور قانونی با همسر سابق می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد.

she's moved on and is now happily dating someone new after her ex-spouse.

او به جلو رفته و اکنون پس از همسر سابقش با خوشحالی با یک شخص جدید قرار می‌گذارد.

the divorce settlement was complicated, especially concerning the ex-spouse's business.

توافق طلاق پیچیده بود، به خصوص در مورد کسب و کار همسر سابق.

he remarried a year after finalizing the divorce from his ex-spouse.

او یک سال پس از نهایی کردن طلاق از همسر سابقش دوباره ازدواج کرد.

it's important to establish clear boundaries with your ex-spouse, even after separation.

حتی پس از جدایی، ایجاد مرزهای مشخص با همسر سابق شما مهم است.

the court ordered the ex-spouse to pay significant alimony.

دادگاه دستور داد همسر سابق مبلغ قابل توجهی نفقه پرداخت کند.

co-parenting with an ex-spouse requires patience and open communication.

هم‌والدی با همسر سابق نیاز به صبر و ارتباط باز دارد.

she sought legal advice regarding her rights concerning her ex-spouse.

او به دنبال مشاوره حقوقی در مورد حقوق خود در رابطه با همسر سابقش بود.

he felt it was best to avoid contact with his ex-spouse after the divorce.

او احساس کرد بهترین کار این است که پس از طلاق از همسر سابقش اجتناغ کند.

the shared property was divided between them and their ex-spouse.

ملک مشترک بین آنها و همسر سابقشان تقسیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید