excellencies

[ایالات متحده]/ˈɛksələnsiz/
[بریتانیا]/ˈɛksələnsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشخاص با مقام یا اقتدار بالا، مانند سفیران یا وزرا؛ ویژگی‌ها یا فضایل مثبت

عبارات و ترکیب‌ها

your excellencies

اعزام

the excellencies

اعزام

excellencies present

اعزام حاضر

distinguished excellencies

اعزام محترم

honorable excellencies

اعزام گرامی

excellencies invited

اعزام دعوت شده

excellencies gathered

اعزام گرد آمده

excellencies addressed

اعزام مورد خطاب قرار گرفت

excellencies esteemed

اعزام ارجمند

جملات نمونه

her excellencies were praised during the ceremony.

برجستگی‌های ایشان در طول مراسم مورد تحسین قرار گرفتند.

we must acknowledge the excellencies of our leaders.

ما باید برتری‌های رهبران خود را به رسمیت بشناسانیم.

the excellencies of the program were highlighted in the report.

برجستگی‌های برنامه در گزارش برجسته شد.

excellencies in their fields often lead by example.

برترها در زمینه خود اغلب با دادن مثال پیشگویی می‌کنند.

we should learn from the excellencies of great thinkers.

ما باید از برتری‌های متفکران بزرگ درس بگیریم.

her excellencies in negotiation earned her respect.

برجستگی‌های ایشان در مذاکره، احترام او را به دست آورد.

the committee recognized the excellencies of the proposal.

کمیته، برتری‌های پیشنهاد را به رسمیت شناخت.

excellencies in science can lead to groundbreaking discoveries.

برتری‌ها در علم می‌تواند منجر به کشف‌های پیشگام شود.

we celebrate the excellencies of our community members.

ما از برتری‌های اعضای جامعه خود تجلیل می‌کنیم.

his excellencies in art were evident in the exhibition.

برجستگی‌های ایشان در هنر در نمایشگاه آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید