excitements

[ایالات متحده]/ɪkˈsaɪtmənts/
[بریتانیا]/ɪkˈsaɪtmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات بزرگ از اشتیاق و شوق؛ چیزهایی که باعث هیجان می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

new excitements

هیجان‌های جدید

shared excitements

هیجان‌های مشترک

unexpected excitements

هیجان‌های غیرمنتظره

daily excitements

هیجان‌های روزانه

pure excitements

هیجان‌های خالص

youthful excitements

هیجان‌های جوانی

simple excitements

هیجان‌های ساده

hidden excitements

هیجان‌های پنهان

small excitements

هیجان‌های کوچک

great excitements

هیجان‌های بزرگ

جملات نمونه

there are many excitements in life.

در زندگی بسیاری از هیجان‌ها وجود دارد.

the excitements of traveling can be unforgettable.

هیجان‌های سفر می‌تواند فراموش‌نشدنی باشد.

children often experience great excitements during holidays.

کودکان اغلب در تعطیلات، هیجان‌های زیادی را تجربه می‌کنند.

her face lit up with excitements when she received the news.

وقتی خبر را دریافت کرد، صورتش از هیجان درخشید.

the excitements of the concert kept the audience on their feet.

هیجان‌های کنسرت باعث شد مخاطبان روی پا بمانند.

he shared his excitements about the upcoming event.

او هیجان‌های خود را در مورد رویداد آینده به اشتراک گذاشت.

there are many excitements to look forward to this year.

امسال بسیاری از هیجان‌ها برای انتظار وجود دارد.

her excitements were contagious, making everyone smile.

هیجان‌های او مسری بود و باعث لبخند روی چهره همه می‌شد.

the excitements of the festival attracted many visitors.

هیجان‌های جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

finding a new hobby can bring unexpected excitements.

پیدا کردن یک سرگرمی جدید می‌تواند هیجان‌های غیرمنتظره‌ای به همراه داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید