excoriated for
به شدت مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated by critics
به شدت مورد انتقاد منتقدان قرار گرفتن
excoriated in public
در ملاء عام مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated as wrong
به عنوان نادرست مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated for mistakes
به خاطر اشتباهات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated over actions
به خاطر اقدامات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated in media
در رسانه ها مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated without mercy
بدون رحم مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated for decisions
به خاطر تصمیمات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated as foolish
به عنوان احمقانه مورد انتقاد قرار گرفتن
the critics excoriated the film for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
the author was excoriated by readers for the book's lack of depth.
نویسنده به دلیل فقدان عمق در کتاب توسط خوانندگان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
during the debate, the senator excoriated his opponent's policies.
در طول بحث، سناتور سیاستهای رقیب خود را مورد انتقاد شدید قرار داد.
the journalist excoriated the government for its handling of the crisis.
روزنامهنگار نحوه رسیدگی دولت به بحران را مورد انتقاد شدید قرار داد.
he was excoriated online for his insensitive comments.
او به دلیل اظهارات بیحساسانهاش به طور آنلاین مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
many fans excoriated the team for their lackluster performance.
بسیاری از طرفداران عملکرد ضعیف تیم را مورد انتقاد شدید قرار دادند.
the policy was excoriated by experts as ineffective.
متخصصان سیاست را به عنوان غیرموثر مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she excoriated the fashion industry for promoting unrealistic body standards.
او صنعت مد را به دلیل ترویج استانداردهای غیرواقعی بدن مورد انتقاد شدید قرار داد.
the ceo was excoriated by shareholders after the financial losses.
مدیرعامل پس از متحمل شدن ضررهای مالی توسط سهامداران مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
his remarks were excoriated by the public as offensive.
اظهارات او توسط مردم به عنوان توهینآمیز مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
excoriated for
به شدت مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated by critics
به شدت مورد انتقاد منتقدان قرار گرفتن
excoriated in public
در ملاء عام مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated as wrong
به عنوان نادرست مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated for mistakes
به خاطر اشتباهات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated over actions
به خاطر اقدامات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated in media
در رسانه ها مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated without mercy
بدون رحم مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated for decisions
به خاطر تصمیمات مورد انتقاد قرار گرفتن
excoriated as foolish
به عنوان احمقانه مورد انتقاد قرار گرفتن
the critics excoriated the film for its poor storyline.
منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن مورد انتقاد شدید قرار دادند.
the author was excoriated by readers for the book's lack of depth.
نویسنده به دلیل فقدان عمق در کتاب توسط خوانندگان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
during the debate, the senator excoriated his opponent's policies.
در طول بحث، سناتور سیاستهای رقیب خود را مورد انتقاد شدید قرار داد.
the journalist excoriated the government for its handling of the crisis.
روزنامهنگار نحوه رسیدگی دولت به بحران را مورد انتقاد شدید قرار داد.
he was excoriated online for his insensitive comments.
او به دلیل اظهارات بیحساسانهاش به طور آنلاین مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
many fans excoriated the team for their lackluster performance.
بسیاری از طرفداران عملکرد ضعیف تیم را مورد انتقاد شدید قرار دادند.
the policy was excoriated by experts as ineffective.
متخصصان سیاست را به عنوان غیرموثر مورد انتقاد شدید قرار دادند.
she excoriated the fashion industry for promoting unrealistic body standards.
او صنعت مد را به دلیل ترویج استانداردهای غیرواقعی بدن مورد انتقاد شدید قرار داد.
the ceo was excoriated by shareholders after the financial losses.
مدیرعامل پس از متحمل شدن ضررهای مالی توسط سهامداران مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
his remarks were excoriated by the public as offensive.
اظهارات او توسط مردم به عنوان توهینآمیز مورد انتقاد شدید قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید