exhales

[ایالات متحده]/ɪɡˈzeɪlz/
[بریتانیا]/ɪɡˈzeɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به بیرون دمیدن؛ هوا یا دود را منتشر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deep exhales

تنفس‌های عمیق

slow exhales

تنفس‌های آهسته

gentle exhales

تنفس‌های ملایم

calm exhales

تنفس‌های آرام

steady exhales

تنفس‌های ثابت

relaxed exhales

تنفس‌های ریلکس

soft exhales

تنفس‌های نرم

quiet exhales

تنفس‌های بی‌صدا

forceful exhales

تنفس‌های قوی

long exhales

تنفس‌های طولانی

جملات نمونه

she exhales deeply after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری، عمیقاً نفس بیرون می‌دهد.

the yoga instructor exhales slowly to guide the class.

مربی یوگا به آرامی نفس بیرون می‌دهد تا کلاس را راهنمایی کند.

he exhales a sigh of relief when he hears the good news.

وقتی خبرهای خوب را می‌شنود، با نفسی از رهایی، نفس بیرون می‌دهد.

after the workout, she exhales to release tension.

بعد از تمرین، او برای رها کردن تنش نفس بیرون می‌دهد.

the child exhales with excitement as the balloon floats away.

با هیجان، کودک نفس بیرون می‌دهد وقتی که بالن دور می‌شود.

he exhales smoke from his cigar while relaxing on the porch.

او در حالی که روی ایوان استراحت می‌کند، دود سیگارش را بیرون می‌دهد.

as she exhales, she feels the stress melting away.

همانطور که او نفس بیرون می‌دهد، احساس می‌کند که استرس از بین می‌رود.

the therapist encourages her client to exhale slowly during meditation.

درمانگر از مشتری خود می‌خواهد که در طول مدیتیشن به آرامی نفس بیرون دهد.

he exhales sharply after finishing the race.

او بعد از اتمام مسابقه، با یک نفس سریع، نفس بیرون می‌دهد.

she exhales softly, trying to calm her nerves before the presentation.

او به آرامی نفس بیرون می‌دهد و سعی می‌کند قبل از ارائه، اعصاب خود را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید