deep exhales
تنفسهای عمیق
slow exhales
تنفسهای آهسته
gentle exhales
تنفسهای ملایم
calm exhales
تنفسهای آرام
steady exhales
تنفسهای ثابت
relaxed exhales
تنفسهای ریلکس
soft exhales
تنفسهای نرم
quiet exhales
تنفسهای بیصدا
forceful exhales
تنفسهای قوی
long exhales
تنفسهای طولانی
she exhales deeply after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری، عمیقاً نفس بیرون میدهد.
the yoga instructor exhales slowly to guide the class.
مربی یوگا به آرامی نفس بیرون میدهد تا کلاس را راهنمایی کند.
he exhales a sigh of relief when he hears the good news.
وقتی خبرهای خوب را میشنود، با نفسی از رهایی، نفس بیرون میدهد.
after the workout, she exhales to release tension.
بعد از تمرین، او برای رها کردن تنش نفس بیرون میدهد.
the child exhales with excitement as the balloon floats away.
با هیجان، کودک نفس بیرون میدهد وقتی که بالن دور میشود.
he exhales smoke from his cigar while relaxing on the porch.
او در حالی که روی ایوان استراحت میکند، دود سیگارش را بیرون میدهد.
as she exhales, she feels the stress melting away.
همانطور که او نفس بیرون میدهد، احساس میکند که استرس از بین میرود.
the therapist encourages her client to exhale slowly during meditation.
درمانگر از مشتری خود میخواهد که در طول مدیتیشن به آرامی نفس بیرون دهد.
he exhales sharply after finishing the race.
او بعد از اتمام مسابقه، با یک نفس سریع، نفس بیرون میدهد.
she exhales softly, trying to calm her nerves before the presentation.
او به آرامی نفس بیرون میدهد و سعی میکند قبل از ارائه، اعصاب خود را آرام کند.
deep exhales
تنفسهای عمیق
slow exhales
تنفسهای آهسته
gentle exhales
تنفسهای ملایم
calm exhales
تنفسهای آرام
steady exhales
تنفسهای ثابت
relaxed exhales
تنفسهای ریلکس
soft exhales
تنفسهای نرم
quiet exhales
تنفسهای بیصدا
forceful exhales
تنفسهای قوی
long exhales
تنفسهای طولانی
she exhales deeply after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری، عمیقاً نفس بیرون میدهد.
the yoga instructor exhales slowly to guide the class.
مربی یوگا به آرامی نفس بیرون میدهد تا کلاس را راهنمایی کند.
he exhales a sigh of relief when he hears the good news.
وقتی خبرهای خوب را میشنود، با نفسی از رهایی، نفس بیرون میدهد.
after the workout, she exhales to release tension.
بعد از تمرین، او برای رها کردن تنش نفس بیرون میدهد.
the child exhales with excitement as the balloon floats away.
با هیجان، کودک نفس بیرون میدهد وقتی که بالن دور میشود.
he exhales smoke from his cigar while relaxing on the porch.
او در حالی که روی ایوان استراحت میکند، دود سیگارش را بیرون میدهد.
as she exhales, she feels the stress melting away.
همانطور که او نفس بیرون میدهد، احساس میکند که استرس از بین میرود.
the therapist encourages her client to exhale slowly during meditation.
درمانگر از مشتری خود میخواهد که در طول مدیتیشن به آرامی نفس بیرون دهد.
he exhales sharply after finishing the race.
او بعد از اتمام مسابقه، با یک نفس سریع، نفس بیرون میدهد.
she exhales softly, trying to calm her nerves before the presentation.
او به آرامی نفس بیرون میدهد و سعی میکند قبل از ارائه، اعصاب خود را آرام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید