breathes

[ایالات متحده]/briːðz/
[بریتانیا]/breðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به درون و بیرون کشیدن هوا؛ نفس کشیدن؛ به آرامی یا با صدای پایین صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

breathes life

نفس زندگی

breathes fire

نفس آتش

breathes deeply

به عمق نفس می‌کشد

breathes air

نفس هوا می‌کشد

breathes freely

به راحتی نفس می‌کشد

breathes easy

آرام نفس می‌کشد

breathes truth

نفس حقیقت

breathes hope

نفس امید

breathes silence

نفس سکوت

breathes peace

نفس صلح

جملات نمونه

she breathes deeply when she feels stressed.

وقتی احساس استرس می‌کند، عمیقاً نفس می‌کشد.

the forest breathes life into the surrounding area.

جنگل زندگی را به مناطق اطراف هدیه می‌دهد.

he breathes with ease during his yoga practice.

او در طول تمرین یوگا به راحتی نفس می‌کشد.

the ocean breathes in and out with the waves.

اقیانوس با موج‌ها، دم و بازدم می‌کند.

she breathes a sigh of relief after finishing the exam.

او پس از اتمام امتحان، با sighی از رهایی نفس می‌کشد.

the baby breathes softly while sleeping.

نوزاد در حالی که می‌خوابد، به آرامی نفس می‌کشد.

nature breathes through the blooming flowers.

طبیعت از طریق شکوفه‌های در حال شکفتن، نفس می‌کشد.

he breathes life into his paintings with vibrant colors.

او با رنگ‌های زنده، زندگی را به نقاشی‌های خود هدیه می‌دهد.

the city breathes a unique energy at night.

شهر در شب، انرژی منحصر به فردی را تنفس می‌کند.

she breathes in the fresh air after the rain.

او پس از باران، هوای تازه را تنفس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید