extrovertedly

[ایالات متحده]/ˌekstrəˈvɜːtɪdli/
[بریتانیا]/ˌekstrəˈvɜːrtɪdli/

ترجمه

adv. به روشی برون‌گرا؛ به روشی صمیمی.

عبارات و ترکیب‌ها

act extrovertedly

به طور خارجی عمل کن

be extrovertedly

به طور خارجی باش

talk extrovertedly

به طور خارجی صحبت کن

express extrovertedly

به طور خارجی بیان کن

extrovertedly spoke

به طور خارجی گفت

extrovertedly acting

به طور خارجی عمل کردن

extrovertedly expressed

به طور خارجی بیان شد

extrovertedly behaved

به طور خارجی رفتار کرد

extrovertedly speaking

به طور خارجی صحبت کردن

extrovertedly reacting

به طور خارجی واکنش نشان دادن

جملات نمونه

she extrovertedly introduced herself to everyone at the crowded party.

او با شور و شوق زیاد مهمانان را خوشامد گفت و بلافاصله به روح مهمانی تبدیل شد.

he laughed extrovertedly, filling the quiet room with his booming voice.

او با شور و شوق زیاد در کنفرانس صحبت کرد و با انرژی خود همه را مجذوب کرد.

the candidate extrovertedly networked with potential clients during the conference break.

کودکان با خوشحالی و شور و شوق در حالی که در پارک بازی می‌کردند، می‌خندیدند.

my friend extrovertedly shared her travel stories with the entire dinner table.

همسایه ما همیشه با لبخند گرم با شور و شوق ما را خوشامد می‌گوید.

the children played extrovertedly in the park, inviting strangers to join their game.

اجرا کننده با شور و شوق روی صحنه رقصید و تشویق‌های فراوانی را برانگیخت.

she extrovertedly expressed her opinions during the heated team meeting.

او با شور و شوق در رویداد شبکه سازی خود را معرفی کرد و دوست‌های زیادی پیدا کرد.

the performer extrovertedly engaged the audience, demanding a loud response.

تیم پیروزی خود را با شور و شوق در اتاق رختکن جشن گرفتند.

he smiled extrovertedly at the camera, happy to be the center of attention.

او با شور و شوق در طول بحث از موضع خود دفاع کرد و داوران را تحت تأثیر قرار داد.

the tour guide extrovertedly led the group, sharing facts with great enthusiasm.

گردشگران با شور و شوق شهر را کاوش کردند و در همه جا عکس گرفتند.

they extrovertedly danced on the dance floor, ignoring the people watching them.

او با شور و شوق در عروسی رقصید و حرکات جالب خود را به نمایش گذاشت.

the new employee extrovertedly greeted his colleagues every single morning.

سیاستمدار با شور و شوق کمپین کرد، دست‌ها را فشرد و با نوزادان بوسه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید