sociably active
فعال معاشرتی
sociably inclined
دارای تمایل معاشرتی
sociably engaging
جذاب معاشرتی
sociably acceptable
قابل قبول معاشرتی
sociably skilled
ماهر معاشرتی
sociably aware
آگاه معاشرتی
sociably friendly
دوستانه معاشرتی
sociably connected
متصل معاشرتی
sociably responsible
مسئول معاشرتی
sociably competent
شایسته معاشرتی
she interacts sociably with her colleagues during lunch.
او در هنگام ناهار به طور دوستانه با همکاران خود تعامل می کند.
he tends to socialize sociably at parties.
او معمولاً در مهمانی ها به طور دوستانه معاشرت می کند.
they enjoy spending time sociably at the café.
آنها از گذراندن وقت به طور دوستانه در کافه لذت می برند.
she speaks sociably with everyone she meets.
او با هر کسی که ملاقات می کند به طور دوستانه صحبت می کند.
he always behaves sociably at networking events.
او همیشه در رویدادهای شبکه سازی به طور دوستانه رفتار می کند.
they prefer to live sociably in a community.
آنها ترجیح می دهند به طور دوستانه در یک جامعه زندگی کنند.
she finds it easy to connect sociably with new friends.
او به راحتی می تواند به طور دوستانه با دوستان جدید ارتباط برقرار کند.
he often engages sociably with customers at work.
او اغلب به طور دوستانه با مشتریان در محل کار تعامل می کند.
they are known for living sociably and inclusively.
آنها به خاطر زندگی کردن به طور دوستانه و فراگیر شناخته شده اند.
she enjoys the sociably vibrant atmosphere of the festival.
او از فضای پر جنب و جوش و دوستانه جشنواره لذت می برد.
sociably active
فعال معاشرتی
sociably inclined
دارای تمایل معاشرتی
sociably engaging
جذاب معاشرتی
sociably acceptable
قابل قبول معاشرتی
sociably skilled
ماهر معاشرتی
sociably aware
آگاه معاشرتی
sociably friendly
دوستانه معاشرتی
sociably connected
متصل معاشرتی
sociably responsible
مسئول معاشرتی
sociably competent
شایسته معاشرتی
she interacts sociably with her colleagues during lunch.
او در هنگام ناهار به طور دوستانه با همکاران خود تعامل می کند.
he tends to socialize sociably at parties.
او معمولاً در مهمانی ها به طور دوستانه معاشرت می کند.
they enjoy spending time sociably at the café.
آنها از گذراندن وقت به طور دوستانه در کافه لذت می برند.
she speaks sociably with everyone she meets.
او با هر کسی که ملاقات می کند به طور دوستانه صحبت می کند.
he always behaves sociably at networking events.
او همیشه در رویدادهای شبکه سازی به طور دوستانه رفتار می کند.
they prefer to live sociably in a community.
آنها ترجیح می دهند به طور دوستانه در یک جامعه زندگی کنند.
she finds it easy to connect sociably with new friends.
او به راحتی می تواند به طور دوستانه با دوستان جدید ارتباط برقرار کند.
he often engages sociably with customers at work.
او اغلب به طور دوستانه با مشتریان در محل کار تعامل می کند.
they are known for living sociably and inclusively.
آنها به خاطر زندگی کردن به طور دوستانه و فراگیر شناخته شده اند.
she enjoys the sociably vibrant atmosphere of the festival.
او از فضای پر جنب و جوش و دوستانه جشنواره لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید